تبلیغات
گوهر ناب

راه‌های نفوذ شیطان2اقای قرائتی

بسم الله الرحمن الرحیم

«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»

دو تا بحث ماه رمضان امسال یعنی رمضان نود، دو بحث راجع به شیطان داشتیم. بعد دیدیم هنوز شیطان از خانه‌ی ما بیرون نرفته، باز هم بحث دارد. این بحث سومش است. و آن این است كه شیطان چگونه انسان را گول می‌زند. موضوع بحثمان این است. مورد نیاز همه‌ی ما هم هست. موضوع: سومین بحث راه‌های نفوذ شیطان.

 

یك راهش را گفتیم تزیین است، روی تزیین یك بحث داشتیم. تزیین یعنی زینت می‌دهد. یعنی زشتی را زیبا جلوه می‌دهد. مثل غذای مسمومی كه یك موادی به آن می‌زنند كه این شیرین شود. گول زنك، مثل طلای بدلی، مثل پول قلابی، گول می‌زند از راه تزیین. می‌گوید: ببین اگر حجابت اینطور باشد خواهند گفت: اُمُّلی! خواهند گفت: اُمُّلی. باید روشنفكر باشی. مثلاً روشنفكری را به این رقم لباس می‌داند. یا مثلاً فكر می‌كند كه اگر چنین شود، چنین می‌شود. تزیین است. راجع به تزیین، حدود بیست نكته گفتیم كه از چه راههایی چه چیزی را با چه چیزی تزیین می‌كند.
1- شیوه نفوذ شیطان، گام به گام


راه دوم تدریج است. درجه درجه، یعنی كم كم، گام به گام، 1- تزیین بود كه گفتیم. یعنی زیباسازی. در یك جلسه گفتیم. 2- گام به گام. گام به گام را قرآن می‌گوید: «خُطُوات‏» (بقره/168) در آیه‌های قرآن كلمه‌ی «خُطُوه» یعنی گام. «خُطُوات‏»... «لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطان‏» یعنی چه؟ یعنی اول شما را سیگاری می‌كند. بعد كه عقبش رفتی، تریاكی می‌شوی. بعد از تریاكی الی آخر... اول یك جك می‌گوید. بعد لبخند می‌زنی. بعد با او دست می‌دهی. بعد با او روبوسی می‌كنی. همینطور ذره ذره شما را می‌برد. «لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطان‏» اول زنگ دوچرخه را می‌دزدد. بعد دوچرخه می‌دزدد. بعد موتور می دزدد. بعد ماشین می‌دزدد.  بعد كشتی آهن را در دریا می‌دزدد. بعد نفت می‌دزدد. یعنی این گام به گام. و لذا به ما گفتند: دروغ شوخی را هم نگویید. چون شوخی كم كم به جدی می‌كشد.
چطوری گام به گام؟ اول از دور می‌آید پرتاب می‌كند. گام اول، پرتاب. یعنی نمی‌تواند نزدیك شما شود. مثل آدم‌هایی كه می‌خواهی به او توهین كنی نمی‌شود. مثلاً پلیس ایستاده، نمی‌شود به او توهین كرد. شاه اینطور بود. دانشجوهای انقلابی وقتی شاه خارج می‌رفت، از دور به او گوجه پرت می‌كردند. این گوجه به ماشینش بخورد، یعنی هم شاه را تحقیر كنند، هم نزدیكش نمی‌شد بیایی. یعنی پرتاب. آیه‌ی پرتاب این است. «أَلْقَى» یعنی پرتاب می‌كند. «أَلْقَى الشَّیْطان‏» (حج/52) یعنی شیطان به او پرتاب می‌كند. این یك مورد.
گام دوم، قدم دوم تماس. تماس می‌گیرد. آیه‌ی تماس چیست؟ آیه‌ی تماس این است كه می‌گوید: «مَس‏» یعنی تماس. «مَس‏» و تماس یكی است. «مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ» (اعراف/201) «طائف» طواف یعنی دوره گرد. «طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ» یعنی شیطان‌های دوره‌گرد با او تماس می‌گیرند. گام دوم باید بنویسم.
گام سوم ورود پیدا می‌كند. آیه‌ی ورود را همه‌ی شما حفظ هستید. «یُوَسْوِسُ فی‏ صُدُورِ النَّاسِ» (ناس/5)، «یُوَسْوِسُ فی‏»، «فی» یعنی داخل می‌رود. «یُوَسْوِسُ فی‏ صُدُورِ النَّاسِ» یعنی وارد روح می‌شود.
گام چهارم این است كه... گام چهارم... آنجا قرارگاهش می‌شود. آیه‌اش این است. «فَهُوَ لَه»، «فَهُوَ لَهُ قَرینٌ» (زخرف/36) فلانی با او قرین است، «قرین» مقرون، مقارن، یعنی دیگر وقتی رفت، مثل بعضی‌ها كه یكجایی می‌نشینند دیگر بلند نمی‌شوند. می‌ایستد! «فَهُوَ لَهُ قَرینٌ» بعد قرین كه شد..

گام پنجم، می‌شود «حِزْبُ الشَّیْطان» حزب می‌شود. كه قرآن می‌فرماید: «حِزْبُ الشَّیْطان». «حِزْبُ الشَّیْطان» هم در قرآن هست.
گام ششم، شیطان بر او مسلط می‌شود. «إِنَّما سُلْطانُهُ» سلطان یعنی سلطنت. «إِنَّما سُلْطانُهُ عَلَى الَّذینَ یَتَوَلَّوْنَهُ» (نحل/100) یعنی شیطان بر او تسلط پیدا می‌كند. یعنی قدرت را از او می‌گیرد. گام هفتم اصلاً خودش شیطان می‌شود. هركاری شیطان می‌كند این هم انجام می‌دهد. اصلاً شیطان می‌شود. این گام به گام است.
2- سوء ظن، زمینه‌ی تجسس و غیبت

تقریباً خیلی از گناه‌ها همینطور است. مثلاً چطور ما غیبت می‌كنیم؟ اول سوءظن پیدا می‌كنیم. سوءظن كه پیدا كردیم، خاله وارسی می‌كنیم. اینجا هم می‌گویند: خاله‌وارس!؟ نمی‌گویند؟ خاله زنك؟! یعنی تجسس می‌كنیم. اول به ذهنمان می‌آید كه به نظرم این چنین می‌خواهد بكند. سوءظن كه پیدا كردی، به زبان می‌گوییم. یعنی اول سوءظن بعد تجسس، بعد غیبت. ولذا قرآن وقتی دستور می‌دهد، آیه‌ی اول این است كه می‌گوید «إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ» (حجرات/12) سوءظن نبرید. اگر سوءظن بردی، دنبال نكن، گام دومش را بایست. «لا تَجَسَّسُوا» (حجرات/12) تجسس نكن. اگر سوءظن بردی، تجسس هم كردی، عیب را فهمیدی، زبانت را كنترل كن. پس اول می‌گوید: ذهنت را پاك كن. اگر ذهنت آلوده شد می‌گوید: چشمت را از تجسس پاك كن. اگر چشمت هم آلوده شد، هم سوءظن بردی، فكرت آلوده شد، چشمت هم تجسسی كردی یك چیزی را فهمیدی، زبانت را حفظ كن. «وَ لَا یَغْتَب‏» (حجرات/12) یعنی این سه آیه پشت سر هم است، منتهی اول می‌گوید: سوءظن ممنوع، بعد می‌گوید: تجسس ممنوع، بعد می‌گوید: غیبت ممنوع!

 لقمه‌ی حرام هم همینطور است. اول آقا كم‌فروشی می‌كند. نصفش را من می‌گویم، نصفش را شما بگویید. «وَیْلٌ لِلْمُطَفِّفینَ» (مطففین/1) «مطفف» یعنی كم‌فروش. اول آدم كم‌فروشی می‌كند. كم‌فروشی كه كرد، لقمه‌ی حرام می‌خورد. لقمه‌ی حرام آدم را فاسد می‌كند. پشت سر «وَیْلٌ لِلْمُطَفِّفینَ» این آیه است. «إِنَّ كِتابَ الفُجَّار» (مطففین/7) فجّار یعنی فاجر، فاسق شود. بعد فاسق كه شد، ادامه كه پیدا كرد، اصلاً زیرش می‌زند. «وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبینَ» (مطففین/10) وای به دروغگوها! یعنی اول مطفف است. یعنی اول لقمه‌ی حرام می‌خورد، بعد از لقمه‌ی حرام فاسد می‌شود، بعد از فاسد مكذب می‌شود. تكذیب می‌كند، زیرش می‌زند. امام حسین روز عاشورا فرمود: لقمه‌ی حرام خوردید، طرفدار یزید شدید، بعد امام كش شدید. یعنی اول لقمه‌ی حرام، بعد طرفداری از بنی امیه، بعد كشتن «سید شباب اهل الجنه» كشتن امام حسین!

 3- تشبیه گام‌های شیطان به تخم‌گذاری در روح انسان

این بیانی كه در قرآن هست، «القی، مَس، فی‏ صُدُورِ النَّاسِ، فَهُوَ لَهُ قَرینٌ، اولئك حِزْبُ الشَّیْطان، إِنَّما سُلْطانُهُ... «شَیاطینَ الْإِنْسِ وَ الْجِن‏» (انعام/112) این را حضرت امیر هم با یك بیان دیگر دارد. بیان حضرت امیر مشابه این است. می‌گوید كه: «باض» شیطان اول تخم‌گذاری می‌كند. «باض» بیضه، یعنی تخم‌گذاری. «باض» شیطان اول تخم می‌ریزد. بعد از اینكه تخم‌گذاری كرد، «فَرَّخ» جوجه درمی‌آید. بعد «دَبَ» جوجه‌ها راه می‌افتند. بعد از «دَبَ» می‌گوید: «دَرَج» رشد پیدا می‌كنند. بعد دیگر به جایی می‌رسد كه «ینظر باعینهم» اصلاً نگاه‌هایش شیطانی است. نگاه‌هایش شیطانی است. «ینطق بألسنتهم‏» یعنی اصلاً وجودش شیطان می‌شود. فكر شیطانی، نگاه شیطانی، هركاری می‌كند، همه چیز را با یك رنگ می‌بیند. آدم‌هایی هستند سیاسی، تمام وجودشان سیاسی است. فلانی رفت عیادت فلانی؟ اینها رفتند برای انتخابات جلسه دارند. افطاری داد؟ افطاری نیست این خانه‌ی تیمی است. رفیق‌هایش را جمع كرده به اسم افطاری می‌خواهند، یعنی اصلاً فكر نمی‌كند كه یك كاری را مثلاً برای خدا، كسی انجام دهد. هركسی براساس فكرش، دارد یك حرف‌هایی را می‌زند. خوب دعا كنم همه‌ی شما و اینهایی كه پای تلویزیون هستند آمین بگویند. خدایا! تو را به آبروی آبرومندانت ما را از گامهای شیطان همه‌ی ما را حفظ بفرما. آن مقداری هم كه دنبالش رفتیم، ما را ببخش و بیامرز. گام اول تزیین، گام دوم گام به گام. دیگر چه می‌كند؟
4- تسویف و تأخیر در كار خیر

تسویف! گام سوم تسویف، یعنی سَوَفَ سَوَفَ، یعنی هی می‌گوید: حالا دیر نمی‌شود. حالا باشد بعد. آقا مال مردم را بده. باشد بعد! آخر داماد به این خوبی آمده خواستگاری دخترت را به او بده. باشد بعد ببینیم كس دیگری هم می‌آید. سوا كنیم! دختر خانم این پسر خوبی است، باشد بعد. مال مردم را بده، حالا دیر نمی‌شود. برو مكه، حالا باشد پیری می‌رویم. آقا توبه كن. حالا جوانیم! من یك شكلی را قدیم داشتم. این شكل‌ها را برای شما هم بكشم. یك صلواتی بفرستید. (صلوات حضار)

بحث توبه كه می‌شود در ذهن خیلی‌ها این است. می‌گویند: راه مستقیم این است. این راه مستقیم است. حالا ما جوانیم! گیر نده بگذار كیف‌هایمان را بكنیم یك خرده هم كج شدیم طوری نیست. برو دنبال صفا، كارهایت را كه كردی، آخر عمرت كه شد بعد هان... توبه كن. این تكه‌ی آخر را آدم خوبی باش. می‌‌گوید راه مستقیم این است. فعلاً من كج می‌شوم. پیر كه شدم برمی‌گردم توبه می‌كنم. این مثلث دو سه تا اشكال هندسی دارد. یكی اینكه آدمی كه كج می‌شود دیگر بالا نمی‌رود از این طرف می‌آید.

2- آدم خط را می‌داند آخرش اینجاست. دو سانت مانده برمی‌گرده، عمر شما نمی‌دانیم آخرش چه موقع است. شما یك نامه به من بده كه شما هفتاد سال عمر داری، من هم زیرش می‌نویسم آقا 65 سال برو خوش باش. آدم قبرستان كه می‌رود عكس جوان بیش از عكس پیرهاست. قبرستان كه آدم می‌رود زنها سر قبر شوهرها نشستند. یعنی زن‌ها بیشتر عمر می‌كنند. شما وقتی كج می‌شوی بالا كه نمی‌روی، پایین می‌آیی. این یك مورد. 2- آخر خط ما معلوم است، برمی‌گردیم. آخر عمر ما معلوم نیست كه برگردیم یك وقت فكر می‌كنی شما هفتاد سال عمرت است، هفته‌ی آخر عمرمان بود. ماه آخر بود، سال آخر بود. نقل شده به امام صادق(ع) گفتند: بعضی مرده‌ها چشمشان باز است، بعضی بسته است. چرا؟ امام فرمود: آن كسی كه باز است فرصت نكرده ببندد. آن كسی كه بسته، به ما گفتند: هر نمازی كه می‌خوانی فرض كن نماز آخر توست. چه می‌دانیم؟ در قرآن 14 مرتبه كلمه‌ی «بَغْتَةً» آمده است. یعنی ناگهانی! ما نمی‌دانیم كه چطوری است. پست‌های دولتی هم همینطور است.
جمعی از رفقای استاندار مشهد در قدیم، آمدند مشهد زیارت. مهمان استاندار بودند. استاندار گفت كه: اگر كمی كسری بوده، به شما بد گذشته معذرت می‌خواهم. انشاءالله سال بعد كه تشریف آوردید جبران می‌شود. یكی از رفقا به استاندار گفت: ببخشید مگر شما سال دیگر هم استاندار هستی؟ یعنی پست دولتی پایش به جایی بند نیست. علاقه‌ی مردم پایش به جایی بند نیست. عمرم هم پایش به جایی بند نیست، عزت هم پایش به جایی بند نیست. افرادی هستند اینقدر نقشه می‌كشند كه عزیز شوند، همان نقشه‌هایی كه برای عزت كشیدند همان نقشه‌ها سبب ذلتشان می‌شود.
5- تعجیل در كار خیر، سفارش پیشوایان دین

تسویف یعنی آینده، آینده. كار خیر را عجله كنید.

یك كلمه‌ای است من این را در سخنرانی‌هایم گفتم. منتهی حالا من شك می‌كنم چون در سال تقریباً صد تا سفر دارم، در هر سفری هم چند تا سخنرانی دارم. گاهی قاطی می‌كنم این را كجا گفتم. ولذا گاهی حرف‌های من تكراری می‌شود كه به من می‌گویند: این را مثلاً چهار ماه پیش گفتی، هفت ماه پیش گفتی، نمی‌دانم حالا گفتم كه گفتم. نمی‌توانم هرچه كه می‌گویم كامپیوتر... تازه مگر همه‌ی مردم همه‌ی حرف‌ها را در یك آن می‌شنوند. من این را یكجایی گفتم. یكی از كلمات غلطی كه در ایران مشهور است این است. می‌گویند: عجله كار شیطان است! همه جا عجله كار شیطان نیست. اینقدر در قرآن آیه داریم می‌گوید: عجله كنید. از جاهایی كه می‌گوید عجله كنید توبه است. «یَتُوبُونَ مِنْ قَریب‏» (نساء/17) زود توبه كن. راجع به نماز، می‌گوید: نماز را در اول وقت بخوان. عجله كن. اصلاً در اذان می‌گوییم: «حی» حی یعنی عجله كن. بشتاب. این هم تكرار، «حی علی الصلاة»، «حی علی الفلاح»، «حی علی خیر العمل» روزی شش بار می‌گوییم: «حی» بشتاب. 5 تا اذان داریم، 5 شش تا، سی تا. روزی سی بار می‌گوییم: عجله كن، عجله كن، عجله كن! روی منار می‌گوییم: عجله كن. می‌آییم پایین منار می‌گوییم: عجله كار شیطان است. اِ...
قرآن یك آیه دارد كه می‌گوید: منافقین در قیامت به اهل بهشت می‌گویند: «انْظُرُونا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُم‏» (حدید/13) نگاه كنید ما از نور شما استفاده كنیم. «قیلَ ارْجِعُوا وَراءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورا» عربی‌هایی كه می‌خوانم قرآن است. می‌گویند كه در دنیا نور به هم قرض نمی‌دهیم. در آخرت نور به هم قرض نمی‌دهیم. از دنیا نور بیاورید. می‌گوید: «أَ لَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ» (حدید/14) ما با هم در یك شهر و منطقه، در یك كارخانه و مزرعه و بازار نبودیم. «أَ لَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ» ما با هم نبودیم. می‌گوید: چرا با هم بودیم چون مِن و مِن می‌كردی. تو من و من می كردی.  اذان كه می‌گفت، من تا اذان می‌گفت مسجد می‌رفتم، تو من و من می‌كردی. آخر جالب این است كه ما مثلاً برای خرید یك میوه و سیب‌زمینی، پیازی یك چیزی، سبزی، برای خرید یك چیزی بلند می‌شویم یك منطقه‌ای می‌رویم كه ارزانتر است. آنوقت نزدیك خانه‌ی ما مسجد است. نماز در مسجد چقدر ثواب دارد؟ چقدر ثواب دارد؟ نماز جماعت چقدر ثواب دارد؟ ولی حالش را نداریم. من و من می‌كنیم نزدیك غروب می‌خوانیم. دیر می‌خوانیم.
یكی از راههای شیطان تطمیع است. به هوای پول آدم گول می‌خورد. الله اكبر! چقدر ما تا به حال به خاطر طمع سیلی خوردیم؟ شوروی كه از هم پاشید، كشورهای آسیای میانه جنس‌هایشان را از ما خریدند. بعضی فروشندگان ایران متأسفانه به هوای سود بیشتر تقلب كردند. مثل بعضی از میوه فروش‌ها میوه‌های فاسد را زیر می‌گذارند، میوه‌های خوب را روی جعبه می‌گذارند. یك مدتی از ما چیزی گرفتند بعد دیدند كه افرادی در ما هست كه... نمی‌گویم همه، بعضی را طمع گرفت. معامله‌شان را قطع كردند. ما چندین برابر درآمدی كه الآن داریم، می‌توانستیم درآمد اضافه داشته باشیم.
طمع! قرآن می‌گوید: اگر ایمان و تقوا داشته باشی وضعت خوب می‌شود. قرآن بخوانم؟ «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى‏ آمَنُوا» (اعراف/96) اگر «آمنوا» یعنی ایمان داشتن، «وَ اتَّقَوْا» اگر تقوا داشتید، «لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَكات‏» اگر ایمان و تقوا داشته باشی رزقت زیاد می‌شود. این فكر می‌كند اگر كلك بزند، رزقش زیاد می‌شود. كلك زدی مشتری از دستت رفت. قرآن قول داده اگر می‌خواهی رزقت زیاد شود صاف راه برو. آقا من این را خریدم اینقدر هم سود می‌گیرم، خواستید بخرید، نخواستید نخرید. خلاص! كلك كه می‌زنید در داد و ستد...

6-تطمیع، نقشه‌ی شیطان برای فریب انسان

تطمیع روی طمع. شیطان آمد به آدم گفت: «هَلْ أَدُلُّكَ عَلى‏ شَجَرَةِ الْخُلْد وَ مُلْكٍ لا یَبْلى‏» (طه/120) می‌خواهی به تو وادار كنم یك میوه‌ای بخوری كه تا آخ باشی؟ آدم هم گول خورد از آن گندم و شجره خورد، ولی راهی كه شیطان در آدم نفوذ كرد، گفت: اگر این كار را كنی اینطور می‌شوی. اینطور می‌شوی؟ چه پسری سراغ خواستگاری دخترم آمده است؟ هم خوشگل است، هم بابایش كارخانه‌دار است. ماشین دارد، هو.... یك سوت می‌كشد و دخترش را به او می‌دهد. بعد معلوم می‌شود عجب غلطی كردیم. این پسر اهل شراب است. پسر تارك الصلاة است. پسر فاسد است. من گول خانه و ماشینش را خوردم. كاش روی موكت می‌نشستیم سالم بود. رفتم دیدم قالی قشنگ دارد، گول قالی‌اش را خوردم. گاهی وقت‌ها كه آدم گول می‌خورد به خاطر طمع است.
گاهی اسراف است. قرآن می‌گوید: اسراف آدم را «إِنَّ الْمُبَذِّرینَ كانُوا إِخْوانَ الشَّیاطین‏» (اسراء/27) اینهایی كه ولخرجی می‌كنند، اینها برادر شیطان هستند. خیلی لقب زشتی است.
اینهایی كه در بحث‌ها چانه می‌زنند. اینها هم از راه چانه زدن. مثلاً دو نفر با هم صحبت می‌كنند، هی با هم بحث می‌كنند، بحث می‌كنند، اینها با هم علاقه‌شان كم می‌شود یعنی با محبت می‌نشینند، با عصبانی بلند می‌شوند. قرآن می‌گوید: این جدلها هم شیطان است. «وَ إِنَّ الشَّیاطینَ لَیُوحُونَ إِلى‏ أَوْلِیائِهِمْ لِیُجادِلُوكُم‏» (انعام/121) شیطان به رفیق‌هایش الهام می‌كند برای جدل، بحث...
ابزار كار شیطان چیست؟

1-قمار و شراب؛ دو نفر با نمره‌ی 13 به هم علاقه دارند. می‌نشینند یكی برنده می‌شود و یكی می‌بازد. این دو نفر نمره‌ی علاقه‌شان به هم 13 بود. اما وقتی یكی باخت، آن آقایی كه باخته دیگر سیزده درجه برنده را دوست ندارد. اینها با علاقه نشستند، با كینه بلند شدند. چون مثلاً فلان مبلغ ایشان از جیب من خالی كرد. برنده شد! قمار باعث می‌شود علاقه‌ها قیچی شود. «یُریدُ الشَّیْطانُ أَنْ یُوقِعَ بَیْنَكُمُ» (مائده/91) یعنی با علاقه‌ی سیزده درجه با هم می‌نشینید علاقه‌ی 5 درجه بلند می‌شوید. ابزار است. و لذا گفتند كسی كه سخن‌چینی می‌كند، طردش كن. یك كسی آمد گفت: حاج آقا! گفتم: بله. گفت: فلانی پشت سر تو حرف زد. می‌گویم: به شما چه ربطی دارد؟ چرا برای من نقل كردی؟ سخن‌چینی معنایش این است. یك كسی پشت سر من بد می‌گوید، تو به من نقل می‌كنی. تلفن می‌كنی بله یك چنین حرف‌هایی زدند. آخر چرا گفتی؟ خدا می‌داند این سایت‌هایی كه درست شده خدا می‌داند این صاحبان سایت، قیامت چه رسوایی دارند بعضی از اینها... یك چیزی كه بین دو نفر است برمی‌دارند روی پشت بام می‌گذارند. بابا بنده، یك مشكلی با ایشان دارم. یا به نظر تو یك مشكلی دارم. چرا این مشكل را نقل می‌كنی؟ به تو چه؟ بخشی از عمرها صرف سایت‌ها می‌شود، حیف! یك اطلاعاتی لازم است. من به اطلاعات لازم حرفی ندارم. اما بسیاری از اطلاعات را بدانی جایی آباد نمی‌شود، ندانی جایی خراب نمی‌شود.

7- فساد و فحشاء، ابزار كار شیطان

2- برهنگی، قرآن می‌گوید: «فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّیْطانُ» بعد می‌گوید: «لِیُبْدِیَ لَهُما ما وُورِیَ عَنْهُما مِنْ سَوْآتِهِما» (اعراف/20) از راه برهنگی، انسان پوشیده تحریكش كمتر است. هرچه لخت‌تر شود، برهنه‌تر شود، تحریك بیشتر است.

3- موسیقی، موسیقی حلال است یا حرام؟ غنا چه؟ هرآهنگی كه شما را تحریك كند برای شما مضر است. باید دید این غنا و این آهنگ چه اثری در شما دارد؟ حالا ضرر موسیقی روی مغز چیست آن را من چون تخصص ندارم وارد نمی‌شوم. اما كتاب‌های زیادی نوشتند ضرر موسیقی روی مغز و اعصاب. دكترهای مغز و اعصاب نوشتند. آهنگهایی كه شما را خواب می‌كند. آهنگهایی كه شما را تخدیر می‌كند. آهنگهایی كه شما را از هدف بازمی دارد. آهنگهایی كه شما را به بدمستی، به عیاشی می‌كشاند. اما در اینكه حالا چه موسیقی حلال است چه موسیقی حرام، این را باید هركسی از مرجعش بپرسد.
4- لقمه‌ی حرام، قرآن می‌گوید: «كُلُوا مِمَّا فِی الْأَرْضِ حَلالاً طَیِّباً» بعد می‌گوید: «وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ» (بقره/168) «كُلُوا وَ لا تَتَّبِعُوا» بخورید اما دنبال گامهای شیطان نروید. پیداست یكی از گامهای شیطان لقمه‌ی حرام است.

نقل می‌كنند كه یك حاكم زورگو و طاغوتی یك عالمی را دعوت كرد گفت: یكی از سه كار برای من بكن. یا قاضی در حكومت من شو. یا معلم بچه‌هایم باش. یا یك ناهاری با ما بخور. این عالم فكر كرد گفت: اگر قاضی شوم، این طاغوت است، قاضی طاغوت جرم است. گناه است. گفت: نه قاضی نمی‌شوم. معلم بچه‌هایت شوم، گفت:

گرگ زاده عاقبت گرگ شود *** گرچه با آدمی بزرگ شود

بچه‌های طاغوت هم آخرش می‌شوند... گفت یك لقمه‌ی ناهار پیش تو می‌خوریم و می‌رویم. ناهار را كه خورد، دید عجب غذای خوبی است. این غذا اثر خودش را گذاشت. گفت: اگر اجازه بفرمایید هم قاضی می‌شوم، هم معلم بچه‌های شما. این لقمه‌ی حرام آدم را به اینجا می‌كشاند.

8- نگاه گناه، تیری از كمان شیطان

5- یكی از راه‌های شیطان هم نگاه است. «النَّظَرُ سَهْمٌ مِنْ سِهَامِ إِبْلِیس‏» (كافی/ج5/ص559) حدیث داریم نگاه تیر شیطان است. نگاه كه می‌كنی عاشقش می‌شوی، دوستش داری، دنبالش می‌روی. دوستش كه داری هی دنبالش كشیده می‌شوی. از اول «قُلْ لِلْمُؤْمِنینَ یَغُضُّوا» (نور/30) نگاه نكن. ابزار كار شیطان قمار، شراب، ربا، برهنگی، آهنگهای مخدر، لقمه‌ی حرام، نگاه.
راه‌های خنثی كردنش چیه؟ حالا چه كنیم با شیطان. گفته: «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ» (ناس/1)، «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ» (فلق/1) خودت را به خدا بسپار. بگو: خدایا خودت من را حفظ كن. ایمان، قرآن می‌گوید: «إِنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذینَ آمَنُوا» (نحل/99) اگر كسی ایمان داشته باشد، شیطان حریفش نمی‌شود. ایمان بیمه هست. ایمان، دعا، بصیرت، آدم حواسش جمع باشد كه این كلك است. این توطئه است. این نقشه است. به چه دلیل من را دعوت كرد و او را دعوت نكرد؟ به چه دلیل به من هدیه داد و به او نداد؟ این نقشه است.
یك كسی در خانه‌ی امیرالمؤمنین را زد، گفت: یك حلوایی هدیه آوردم. حضرت فرمود: «طَارِق‏» یعنی در خانه را می‌زنند. «وَ السَّماءِ وَ الطَّارِقِ» (طارق/1) یعنی كوبنده. گفت: این طارق در خانه را می‌زند، حلوا آورده، فردا یك جنایتی می‌كند می‌خواهد در دادگستری و قوه قضاییه در آیین دادرسی، می خواهد وقتی من می‌خواهم قضاوت كنم، چون او دیشب برای من حلوا آورده، به نفع این قضاوت كنم. فرمود: كور خواندی. علی با حلوا گول بخورد؟ با حلوا گول بخورد؟ گاهی یك نقشه است. آدم اگر بصیرت داشته باشد، گول نمی‌خورد. استعاذه، ایمان، فكر، دعا، بصیرت... اشاره می‌كنند وقت تمام شد...
خدایا ما را از گامهای شیطان دور بدار. شیطان‌های بین‌المللی مثل آمریكا، طرح ها و توطئه‌هایی كه علیه اسلام و مسلمین می‌كشند، توطئه‌ها را خنثی، توطئه‌گران نااهل را نابود بفرما. به ما بصیرت و ایمان و تقوایی مرحمت كن، كه در طرح‌هایی كه كشیده می‌شود. چه از شیطان‌های جنی، چه از شیطان‌های انسی، شیطان را قرآن می گوید: «مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ» (ناس/6) یعنی شیطان هم جنی داریم، هم انسی داریم. انسان‌هایی كه ممكن است معلم باشد، ممكن است نمی‌دانم تاجر باشد. ممكن است هركس باشد. ما را از انواع وسوسه‌ها و انواع شیطان‌ها حفظ بفرما. این بحث ملحق به آن دو تا بحث قبل می‌شود، سه بحث درباره‌ی شیطان گفته شد. از بحث شیطان رد شویم. خدا ما را برای همیشه از شیطان دور كند.

«والسلام علیكم و رحمة الله و بركاته»

 

تاریخ ارسال : چهارشنبه 6 فروردین 1393 01:00 ب.ظ | نویسنده : خانم محمدقلی

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

تاریخ ارسال : جمعه 16 تیر 1396 03:53 ق.ظ
You could certainly see your enthusiasm in the paintings you
write. The sector hopes for even more passionate writers such as you who aren't afraid to say how they believe.
Always go after your heart.
تاریخ ارسال : چهارشنبه 31 خرداد 1396 10:49 ق.ظ
Thanks for finally talking about >گوهر ناب <Liked it!
تاریخ ارسال : سه شنبه 26 اردیبهشت 1396 02:40 ب.ظ
Paragraph writing is also a excitement, if you be acquainted with after that
you can write if not it is complex to write.
تاریخ ارسال : چهارشنبه 23 فروردین 1396 08:47 ق.ظ
Simply want to say your article is as amazing.

The clarity on your post is just great and i
could think you are a professional in this subject.

Fine with your permission let me to grasp your RSS feed to keep updated with imminent
post. Thanks 1,000,000 and please keep up the gratifying work.

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر