تبلیغات
گوهر ناب

شركت زن در مجامع استاد شهید مطهری


م
طلب دیگر اینكه : اسلام با همه توجهی كه به خطر شكسته شدن حصار عفاف‏ دارد - همانطور كه روش این آئین پاك خدائی است كه یك آئین معتدل و متعادل است و از هر افراط و تفریطی به دور است و امتش را " امت وسط " می‏خواند - از جنبه‏های دیگر غافل نمی‏شود . زنان را تا حدودی كه منجر به‏ فساد نشود از شركت در اجتماع نهی نمی‏كند . در بعضی موارد شركت آنها را واجب می‏كند ، مانند حج كه بر زن و مرد متساویا واجب است و حتی شوهر حق‏ ممانعت ندارد . و در بعضی موارد به ترخیص اكتفا می‏كند
چنانكه می‏دانیم جهاد بر زنان واجب نیست ، مگر وقتی كه شهر و حوزه‏ مسلمین مورد حمله واقع شود و جنبه صددرصد دفاعی به خود بگیرد . در این‏ صورت همانطور كه فقهاء فتوا می‏دهند بر زنان نیز واجب می‏شود ، ( 1 ) ولی‏ در غیر این صورت واجب نیست . در عین حال رسول خدا به برخی از زنان‏ اجازه می‏داد كه در جنگها برای كمك به سربازان و مجروحین شركت كنند
قضایای زیادی در تاریخ اسلام در این زمینه هست
( 2 ) بر زنان واجب نیست كه در نماز جمعه شركت كنند مگر آنكه حضور به هم رسانند . بعد از حضور واجب است شركت كنند و ترك‏ نكنند ( 1 )
بر زنان واجب نیست كه در نماز عیدین شركت كنند ولی از شركت دادن‏ ممنوع نمی‏باشند . برای زنان صاحب هیئت و جمال شركت در این مجامع مكروه‏ است ( 2 )
پیغمبر اكرم زنان خود را - با قید قرعه - با خود به سفر می‏برد . بعضی‏ از اصحاب نیز چنین می‏كردند ( 3 )
پیغمبر اكرم از زنان بیعت گرفت ، ولی با آنها مصافحه نكرد ، دستور داد ظرف آبی آوردند ، دست خود را در آن فرو برد و دستور داد زنان دست‏ خویش در آب فرو برند ، همین را بیعت شمرد ( 4 ) . عایشه گفت هرگز دست پیغمبر در همه عمر دست یك زن بیگانه را لمس نكرد

پاورقی : 1 - وسائل جلد 1 صفحه . 456 2 - وسائل جلد 1 صفحه . 474 3 - صحیح بخاری جلد 7 صفحه . 43 همه مورخین این مطلب را نوشته‏اند
4 - این جریان نیز مورد اتفاق مورخین و مفسرین است . مورخین ضمن وقایع‏ فتح مكه ، و مفسرین ذیل آیه 12 از سوره ممتحنه ذكر كرده‏اند . ایضا كافی‏ جلد 5 صفحه . 526

زنان را از تشییع جنازه منع نكرد ، گواینكه آنرا لازم هم نشمرد . رسول‏ خدا ترجیح داد زنان در تشییع جنازه شركت نكنند . در عین حال در موارد خاصی شركت كرده‏اند و احیانا نماز خوانده‏اند . در روایات ما آمده است‏ كه وقتی زینب دختر بزرگ رسول اكرم وفات كرد زهرای مرضیه سلام الله‏ علیها و زنان مسلمانان آمدند و بر وی نماز خواندند ( 1 ) . از نظر روایات شیعه برای زنان جوان‏ شركت در تشییع جنازه مكروه است . علماء اهل تسنن از ام عطیه نقل‏ كرده‏اند كه گفت رسول اكرم ما را توصیه كرد كه در تشییع جنازه شركت‏ نكنیم ولی منع نفرمود . ( 2 ) اسماء دختر یزید انصاری ، از طرف زنان مسلمان مدینه مأمور شد به‏ نمایندگی آنان نزد رسول خدا برود و پیام گلایه آمیز زنان مدینه را به رسول‏ خدا ابلاغ كند و جواب بگیرد
اسماء وقتی وارد شد كه رسول خدا در میان جمع اصحاب بود . گفت : " پدر و مادرم قربانت . من نماینده زنانم به سوی تو ( 3 ) . ما زنان‏ می‏گوئیم خداوند عزوجل ترا هم بر مردان مبعوث فرمود و هم بر زنان . تو تنها پیامبر مردان نیستی . ما زنان نیز به تو و خدای تو ایمان آوردیم
ما زنان در خانه‏های خویش نشسته حاجت جنسی شما مردان را بر می‏آوریم ، فرزندان شما را در رحم خویش می‏پرورانیم . اما از آن طرف می‏بینیم وظائف‏ مقدس و كارهای بزرگ و ارجمند و پر اجر و با ارزش به مردان اختصاص‏ یافته و ما محرومیم

پاورقی : 1 - وسائل جلد 1 صفحه . 156 2 - صحیح مسلم جلد 3 صفحه 47 و صحیح بخاری جلد 2 صفحه 94 و سنن ابوداود جلد 2 صفحه . 180 3 - انا وافده النساء الیك

مردانند كه توفیق جمعه و جماعت دارند ، به عیادت بیماران می‏روند ، در تشییع جنازه شركت می‏كنند ، حج مكرر انجام می‏دهند ، و از همه بالاتر توفیق‏ جهاد در راه خدا دارند . در صورتی كه وقتی یك مرد به حج یا جهاد می‏رود ما زنان هستیم كه اموال شما را نگهداری می‏كنیم ، برای جامه‏های شما نخریسی می‏كنیم ، فرزندان شما را تربیت می‏كنیم . چگونه است كه ما در زحمتها شریك شما مردان هستیم اما در وظائف بزرگ و مقدس و كارهای پر اجر و پاداش شركت نداریم و از همه آنها محرومیم ؟ " رسول اكرم نگاهی به اصحاب كرد و فرمود : " آیا تاكنون از زنی سخنی به این خوبی و منطقی بدین رسائی در امور دین‏ شنیده‏اید " ؟ یكی از اصحاب گفت : " خیال نمی‏كنم این سخن از خود این زن باشد "
رسول خدا به جواب این مرد اعتنا نكرد . رو كرد به اسماء و فرمود : " ای زن آنچه می‏گویم درست فهم كن و به زنانی كه ترا فرستاده‏اند نیز حالی كن . پنداشتی كه هر كه مرد شد به واسطه این كارها كه بر شمردی توفیق‏ اجر و پاداش و فضیلت را می‏یابد و زنان محرومند ؟ خیر چنین نیست . زن‏ اگر خوب خانه‏داری و شوهرداری كند ، نگذارد محیط پاك خانه با غبار كدورت آلوده شود ، اجر و پاداش و فضیلت و توفیقش معادل است با همه‏ آن كارها كه مردان انجام می‏دهند "
اسماء زنی با ایمان بود و تقاضای او و زنان همفكرش از عمق ایمانشان بر می‏خاست نه از شهوات برانگیخته شده كه غالبا امروز می‏بینیم . او و همفكرانش نگران این بودند مبادا وظائفی كه به عهده آنان واگذار شده قدر و قیمتی نداشته باشد و همه وظائف مقدس و قدر و قیمت‏دار به مردان‏ اختصاص یافته باشد . او و همفكرانش تقاضای مساوات زنان و مردان را داشتند . اما در چه ؟ در ربودن گوی فضیلت و انجام وظیفه مقدس . چیزی كه‏ در مخیله آنان هم خطور نمی‏كرد این بود كه شهوات فردی را نام " حقوق " نهند و جنجال راه بیندازند
لهذا وقتی كه آن جواب را شنید ، چهره‏اش از خوشحالی برافروخته شد و با خوشحالی به سوی همفكرانش برگشت ( 1 )
در باب شركت زنان در اینگونه موارد ، در كتب حدیث روایات ضد و نقیضی وارد شده است . از بعضی از آنها ممنوعیت شدید استفاده می‏شود
اما صاحب " وسائل " كه خود محدث متبحری است با توجه به مجموع آثار و روایات اسلام می‏گوید : " از مجموع روایات استفاده می‏شود كه برای زنان رواست كه برای مجالس‏ عزا ، یا برای انجام حقوق مردم ، ( 2 ) یا تشییع جنازه بیرون روند و در این مجامع شركت كنند ، همچنانكه فاطمه علیها السلام و همچنین زنان ائمه‏ اطهار در مثل این موارد شركت می‏كرده‏اند . پس جمع بین روایات حكم می‏كند كه روایات منع را حمل بر كراهت كنم " ( 3 )
پیغمبر اكرم زنان را اجازه می‏داد كه به خاطر حاجتی كه دارند بیرون روند و كار خویش را انجام دهند . سوده دختر زمعه ، همسر رسول خدا زنی بلند بالا بود . یك شب با اجازه رسول خدا از خانه به خاطر كاری بیرون آمد
با اینكه شب بود عمر بن الخطاب سوده را به خاطر بلند بالائیش شناخت

پاورقی : 1 - اسد الغابه جلد 5 صفحه 399 - . 398 این داستان در كتب حدیث و تفسیر نیز نقل شده است
2 - در بحارالانوار جلد 11 چاپ كمپانی صفحه 118 روایتی از كافی از حضرت موسی بن جعفر علیه السلام نقل می‏كند به این مضمون : " كان ابی‏ یبعث امی و ام فروه تقضیان حقوق اهل المدینة " یعنی پدرم امام صادق‏ مادر من و مادر خودش را می‏فرستاد كه حاجات درماندگان مدینه را انجام‏ دهند
3 - وسائل جلد 1 صفحه . 72

عمر در این جهت تعصب شدیدی داشت و همواره به پیغمبر توصیه می‏كرد اجازه ندهد زنانش بیرون‏ روند . عمر با لحن خشنی به سوده گفت : تو خیال كردی كه ما ترا نشناختیم‏ ؟ ! خیر شناختیم . پس از این در بیرون آمدن خود دقت بیشتری بكن . سوده‏ از همانجا مراجعت كرد و ماجرا را به عرض رسول خدا رساند در حالی كه‏ رسول خدا مشغول شام خوردن بود و استخوانی در دستش بود . طولی نكشید كه‏ حالت وحی بر آنحضرت عارض شد . پس از بازگشت به حالت عادی فرمود : " « انه قد اذن لكن ان تخرجن لحوائجكن » " . یعنی اجازه داده شد به‏ شما كه اگر حاجتی دارید بیرون روید ( 1 )
آنچنانكه مجموعا از تواریخ و نقلهای حدیثی بر می‏آید ، در میان صحابه‏ رسول خدا ، عمر بن الخطاب - همچنانكه مقتضای طبیعتهائی خشك و خشن از طراز اوست - در مورد زنان فوق العاده سختگیر و طرفدار خانه‏نشینی كلی‏ آنها بوده است
جاحظ در " البیان و التبیین " جلد 2 صفحه 90 و جلد 3 صفحه 155 از عمر نقل می‏كند كه : " اكثروا لهن من قول " لا " فان " نعم " لیضربهن علی المسألة یعنی‏ بیشتر به زنها " نه " بگوئید . زیرا " بلی " آنانرا در خواهش جری‏تر می‏كند "

پاورقی : 1 - صحیح مسلم جلد 7 صفحه 6 و صحیح بخاری جلد 7 صفحه 49 و جلد 8 صفحه‏ . 66

22 در تفسیر كشاف ذیل آیه 53 سوره احزاب می‏نویسد : " عمر خیلی علاقه‏مند بود كه زنان رسول خدا در پرده باشند و بیرون نروند ، زیاد این مطلب را به میان می‏گذاشت . به زنان پیغمبر می‏گفت : اگر اختیار با من بود ، چشمی شما را نمی‏دید . یك روز بر آنان‏ گذشت و گفت آخر شما با سایر زنان فرق دارید همچنانكه شوهر شما با سایر مردان فرق دارد . بهتر است به پرده در شوید . زینب همسر رسول خدا گفت‏ : پسر خطاب ! وحی در خانه ما نازل می‏شود و آنگاه تو نسبت به ما غیرت‏ می‏ورزی و تكلیف معین می‏كنی ؟ ! "
در سنن ابن ماجه " باب ماجاء فی البكاء علی المیت " حدیث شماره‏ 1587 می‏نویسد : " رسول خدا در تشییع جنازه‏ای شركت كرد . زنی از كسان متوفی شركت‏ كرده بود . عمر بر آن زن نهیب زد . رسول خدا فرمود : ولش كن ای عمر ! چشم گریان و دل داغدار و عهد قریب است "
از اینگونه جریانها در تاریخ زندگی عمر زیاد یافت می‏شود . حتی نقل‏ كرده‏اند كه : " عاتكه ، همسر عمر ، دائما با او برای رفتن به مسجد در كشمكش بود
عمر نمی‏خواست او شركت كند اما او اصرار داشت شركت كند . عاتكه‏ نمی‏خواست نهی شوهرش را تمرد كند ، عمر هم نمی‏خواست نهی صریح كند ، دلش می‏خواست وقتی كه در مقابل تقاضای عاتكه سكوت می‏كند ، عاتكه به‏ مسجد نرود . این بود كه در مقابل درخواست عاتكه سكوت می‏كرد و لب از لب نمی‏جنبانید . اما عاتكه می‏گفت به خدا قسم مادامی كه صریحا نهی نكنی‏ خواهم رفت و می‏رفت " ( 1 )
در صحیح بخاری از ابن عباس نقل می‏كند كه گفت : " سخت مایل بودم فرصت مناسبی به چنگ آورم و از عمر بپرسم آن دو زن‏ كه در قرآن درباره آنان آمده است : " « ان تتوبا الی الله فقد صغت‏ قلوبكما »" ( 2 ) كیانند ؟ تا آنكه در سفر حج همراه او شدم .

تاریخ ارسال : شنبه 18 بهمن 1393 07:57 ب.ظ | نویسنده : خانم محمدقلی

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.