تبلیغات
گوهر ناب

اسلام و پوشش-قسمت دوم

اسلام و پوشش-قسمت دوم

صورت‌ زن‌، امتحان‌ مرد
جهت‌ سوم‌ که‌ در این‌ زمینه‌ بسیار مورد اهتمام‌ می‌باشد، آن‌ است‌ که‌ اسلام‌ می‌خواهد علاوه‌ بر متعارف‌ بودن‌ زندگی‌ زن‌، جامعه‌ و مردم‌، مردها را به‌ واسطه‌ی‌ زن‌ مورد امتحان‌ و ابتلا قرار دهد تا مومن‌ از فاسق‌ و سالم‌ از آلوده‌ شناخته‌ شود؛ چنان‌که‌ می‌بینیم‌ به‌ زن‌ می‌فرماید: پوشش‌ صورت‌ و دست‌ لازم‌ نیست‌، ولی‌ به‌ مرد می‌فرماید: تند و تیز نگاه‌ نکن‌ ـ که‌ این‌ امر در بحث‌ نگاه‌ زن‌ و مرد به‌ یک‌دیگر به‌ تفصیل‌ بیان‌ خواهد شد؛ پس‌ اسلام‌ با آن‌ که‌ به‌ دنبال‌ عفاف‌ زن‌ است‌ و چهره‌ی‌ زن‌ هم‌ بیش‌ از دیگر مواضع‌ بدن‌ پوشش‌ و عفاف‌ را طلب‌ می‌کند ـ زیرا به‌ تنهایی‌ می‌تواند موقعیّت‌ تمام‌ اعضا و جوارح‌ زن‌ را آشکار سازد ـ ولی‌ خداوند همین‌ صورت‌ را سبب‌ آزمایش‌ و امتحان‌ مرد قرار داده‌ است‌ تا موقعیّت‌ عفاف‌ زن‌ و تقوای‌ مرد، هر دو با هم‌ به‌خوبی‌ شکل‌ گیرد. به‌ همین‌ دلیل‌ در جوامع‌ روائی‌ ما به‌ احادیثی‌ بر می‌خوریم‌ که‌ ائمّه‌ علیهم السلام زنان‌ را از گذاشتن‌ نقاب‌ نهی‌ کرده‌ و حتّی‌ گذاشتن‌ نقاب‌ یا روبند و پوشیه‌ را در احرام‌ و مراسم‌ حج‌ از نظر دین‌ مبین‌ اسلام‌ مذموم‌ و ناپسند شمرده‌اند. اکنون‌ در این‌جا به‌ چند روایت‌ در این‌ زمینه‌ اشاره‌ می‌کنیم‌.
نقاب‌ را کنار بگذارید!
1- منیعة‌ رأت‌ النّبی‌ صلی الله علیه واله وسلم و سلّم‌. روت‌ عنها ابنتها «قریبةٌ» انّهااتت‌ النّبی‌ صلی الله علیه واله وسلم و سلّم‌ فقالت‌: یا رسول‌ اللّه‌! النّار النّار! فقام‌ الیها رسول‌ اللّه‌ صلی الله علیه واله وسلم فقال‌ ما نجواک‌؟ فاخبرته‌ بامرها و هی‌ منتقبةٌ. فقال‌: یا امة‌ اللّه‌! اَسفری‌ فانّ الاِسفار من‌ الاسلام‌ و انّ النّقاب‌ من‌ الفجور ؛
«منیعه‌» از زن‌هایی‌ است‌ که‌ پیامبر اکرم‌ صلی الله علیه واله وسلم را از نزدیک‌ مشاهده‌ کرده‌ است‌. دخترش‌، قریبه‌، نقل‌ می‌کند: مادرم‌ خدمت‌ پیامبر خدا صلی الله علیه واله وسلم رسید و عرض‌ کرد: ای‌ رسول‌ خدا! آتش‌، آتش‌! در این‌ هنگام‌ پیامبر صلی الله علیه واله وسلم در برابر او ایستاد و فرمود: با خودت‌ چه‌ زمزمه‌ می‌کنی‌؟ او در حالی‌ که‌ نقاب‌ به‌ چهره‌ داشت‌، حضرت‌ را از حادثه‌ای‌ که‌ برایش‌ رخ‌ داده‌ بود، با خبر ساخت‌. آن‌ گاه‌ رسول‌ خدا به‌ او فرمود: ای‌ بنده‌ی‌ خدا! صورت‌ خود را بازگذار؛ زیرا بازگذاشتن‌ صورت‌، سیره‌ و روش‌ اسلام‌ است‌ و نقاب‌، حکایت‌ از فساد می‌کند و خود فساد آفرین‌ است‌».

بررسی‌ حدیث‌ نقاب‌
سند حدیث‌
اگر چه‌ سند این‌ حدیث‌ خالی‌ از اشکال‌ نیست‌، ولی‌ چون‌ به‌ عنوان‌ شاهد مثال‌ است‌، نیازی‌ به‌ بیش‌ از این‌ نمی‌باشد؛ زیرا در این‌ جا این‌ روایت‌، مستند حکمی‌ واقع‌ نمی‌گردد و تنها به‌ عنوان‌ یک‌ نقل‌ از آن‌ استفاده‌ می‌شود.
نقاب‌
«نَقْب‌» گشایش‌ در امر است‌ و شاهدی‌ را که‌ از پنهانی‌های‌ امری‌ خبر می‌دهد، «نقیب‌» می‌گویند. «نُقُب‌» جمع‌ نقاب‌ است‌؛ مثل‌ کتب‌ و کتاب‌. عرب‌ گوید: «غطّت‌ وجهها بالنّقاب‌»؛ یعنی‌ با نقاب‌، صورت‌ خود را پوشاند.
در این‌ جا این‌ پرسش‌ پیش‌ می‌آید که‌: اگر «نقب‌» به‌ معنای‌ گشایش‌ است‌، چرا «نقاب‌» که‌ صورت‌ را پنهان‌ می‌سازد، نقاب‌ نامیده‌ شده‌ است‌؟
در پاسخ‌ باید گفت‌: هر چند نقاب‌ صورت‌ را پنهان‌ می‌سازد، ولی‌ به‌ اعتبار سوراخ‌ها و منفذهای‌ آن‌ که‌ دیدن‌ را هموار می‌سازد، به‌ آن‌ نقاب‌ می‌گویند. نقاب‌ به‌ هر صورت‌ که‌ باشد، برای‌ دیدن‌ مشکلاتی‌ را پیش‌ می‌آورد، ولی‌ با منفذهایش‌ دیدن‌ را ممکن‌ می‌سازد.
فجور
«فجر» به‌ معنای‌ شَقّ و فَتْح‌ است‌ و فَجَر به‌ معنای‌ شَقَّ و فَتَحَ. گناه‌کار را به‌ این‌ علّت‌ «فاجر» می‌گویند که‌ حالت‌ اعتدال‌ خود یا حرمت‌ حق‌ یا تقوا، عدالت‌، عصمت‌ و بندگی‌ خویش‌ را با طغیان‌ دریده‌ و شکافته‌ است‌. «فجر» از صفات‌ فعلی‌ است‌ و در این‌جا فجور به‌ معنای‌ فساد و خروج‌ از سیره‌ی‌ سالم‌ مسلمانی‌ است‌ و حکایت‌ متن‌ حدیث‌ هم‌ قرینه‌ برای‌ این‌ امر است‌؛ زیرا زن‌ می‌گوید: «آتش‌! آتش‌!» و آن‌ گاه‌ پیامبر صلی الله علیه واله وسلم را از اتّفاقی‌ که‌ برایش‌ افتاده‌، با خبر می‌سازد و چون‌ زن‌ نقاب‌ داشته‌، مردان‌ منافق‌ مزاحم‌ او شده‌اند و او با نگرانی‌ «آتش‌، آتش‌» می‌کند؛ به‌ همین‌ علّت‌ پیامبر صلی الله علیه واله وسلم می‌فرماید: اگر از نقاب‌ استفاده‌ نمی‌کردی‌، چنین‌ امری‌ برای‌ تو پیش‌ نمی‌آمد؛ زیرا نقاب‌ خود فساد آفرین‌ است‌ و روگشایی‌ در حدّ معمول‌ با اسلام‌ تناسب‌ دارد و منافقان‌ نیز، این‌گونه‌ زنان‌ مومن‌ را از غیر مومن‌ می‌شناسند و به‌طور قهری‌ مزاحم‌ آنان‌ نمی‌شوند.

نقاب‌؛ فریب‌ و زیبانمایی‌ زن‌
در این‌ جا ممکن‌ است‌ این‌ پرسش‌ پیش‌ آید که‌: در عرف‌ عرب‌، نقاب‌ به‌ پوششی‌ می‌گویند که‌ تنها به‌ چشم‌ و ابروی‌ زن‌ جلوه‌ می‌دهد و ناهمواری‌های‌ صورت‌ را می‌پوشاند و بعضی‌ از زن‌ها جهت‌ انحراف‌ و فریب‌ مردها و زیبانمایی‌ خود از آن‌ استفاده‌ می‌کنند. حتّی‌ بعضی‌ از رقّاصه‌های‌ عرب‌ ـ که‌ نیمه‌ عریان‌ می‌رقصیدند ـ برای‌ جذّابیّت‌ و زیبانمایی‌ خود از نقاب‌ استفاده‌ می‌کرده‌اند. بنابراین‌، نقاب‌ با پوشیه‌ ـ که‌ پوشش‌ تمام‌ صورت‌ است‌ ـ تفاوت‌ دارد.
نقاب‌ مفسده‌آور است‌؛ چون‌ زمینه‌ی‌ فریب‌ و زیبانمایی‌ دارد، ولی‌ پوشیه‌ معلوم‌ نیست‌ چنین‌ مفسده‌ای‌ را به‌ هم‌راه‌ داشته‌ باشد. نقاب‌ خودنمایی‌ دارد، ولی‌ پوشیه‌ سبب‌ پنهان‌ ساختن‌ صورت‌ می‌شود؛ پس‌ نمی‌توان‌ با این‌ حدیث‌ تمام‌ مصادیق‌ ستر و پوشش‌ را مذموم‌ معرّفی‌ کرد.
در جواب‌ این‌ پرسش‌ چند امر را باید یادآور شد:
یک‌. اگرچه‌ عرف‌ عرب‌، نقاب‌ را با هر پوششی‌ متفاوت‌ می‌بیند، ولی‌ منافاتی‌ با معنای‌ کلّی‌ نقاب‌ ـ که‌ یکی‌ از اقسامش‌ پوشیه‌ می‌باشد ـ ندارد و در یک‌ تحقیق‌ لغوی‌، این‌ امر برای‌ هر محقّق‌ آگاهی‌ روشن‌ می‌گردد که‌ نقاب‌ در عرف‌ عرب‌ منحصر به‌ آن‌ نقاب‌ محرّک‌ و مفسده‌آور نیست‌ همان‌طور که‌ ممکن‌ است‌ زن‌های‌ وارسته‌ و مؤمن‌ هم‌ از آن‌ استفاده‌ کنند.
دو. اگر نقاب‌ با پوشش‌ بخشی‌ از صورت‌ فریب‌ دهنده‌ و مفسده‌ آور است‌، پوشیه‌ هم‌ می‌تواند چنین‌ مفسده‌ای‌ را هم‌راه‌ داشته‌ و برای‌ زن‌ در جهت‌ فریب‌ و خودنمایی‌ به‌ کار رود و برای‌ مردها نیز محرّک‌ و مفسده‌آور باشد.
برخی‌ از زنانی‌ که‌ از پوشیه‌ استفاده‌ می‌کنند، می‌تواند برای‌ حفظ‌ عفاف‌ و پاکی‌ باشد؛ همان‌طورکه‌ ممکن‌ است‌ پنهان‌ کردن‌ صورت‌ به‌ اغراضی‌ جز تقوا باشد؛ چه‌ غرضی‌ خوب‌ ـ هم‌چون‌ ترس‌ از شوهر ـ و چه‌ اغراضی‌ آلوده‌ و در جهت‌ کارهایی‌ ناشایست‌. به‌طور کلّی‌ چنین‌ امری‌ می‌تواند در مورد زن‌های‌ غیر مؤمن‌ اهداف‌ دیگری‌ از قبیل‌ زیبانمایی‌ یا فریب‌ کاری‌ داشته‌ باشد و یا برای‌ مردها مفسده‌ای‌ قهری‌ را نسبت‌ به‌ تمام‌ زنانی‌ که‌ از نقاب‌ استفاده‌ می‌کنند، به‌ بار آورد؛ زیرا وجود مفسده‌ نسبت‌ به‌ جهت‌ قابلی‌ (مرد) است‌ و می‌تواند بدون‌ لحاظ‌ جهت‌ فاعلی‌(زن‌) هم‌ باشد.
سه‌. عدم‌ لزوم‌ وقتی‌ مذموم‌ بودن‌ هر نوع‌ پوشش‌ زاید در صورت‌ یا غیر صورت‌ برای‌ زن‌ از این‌ حدیث‌ به‌ خوبی‌ استفاده‌ می‌شود؛ زیرا هر نوع‌ امر غیر طبیعی‌ و ناهماهنگ‌ و غیر متعارف‌ می‌تواند مشکلات‌ خاصّی‌ را به‌ دنبال‌ داشته‌ باشد و دین‌ از آن‌ پرهیز دارد.
* * *
2- عن‌ عیص‌ بن‌ قاسم‌ قال‌: قال‌ ابوعبداللّه‌ علیه السلام : المراة‌ المحرمة‌ تلبس‌ ماشاءت‌ من‌ الثّیاب‌ غیر الحریر و القفّازین‌ و کره‌ النّقاب‌ ؛
عیص‌ بن‌ قاسم‌ گوید: امام‌ صادق‌ علیه السلام فرمود: زن‌ مُحرم‌ می‌تواند هر نوع‌ لباسی‌ جز حریر و قُفّاز را بپوشد، ولی‌ ایشان‌ نقاب‌ و روبند را نمی‌پسندید.»
3- عن‌ ابی‌ عبداللّه‌ علیه السلام قال‌: «مرّ ابو جعفرٍ علیه السلام بامرأةٍ متنقّبةٍ و هِیَ محرمةٌ فقال‌: اَحرمی‌ و اَسفری‌ و اَرخی‌ ثوبک‌ من‌ فوق‌ رأسک‌ فانّک‌ ان‌ تنقّبت‌ لم‌ یتغیّر لونک‌؛
امام‌ صادق‌ علیه السلام می‌فرماید: امام‌ باقر علیه السلام به‌ زنی‌ که‌ در حال‌ احرام‌ نقاب‌ بر چهره‌ داشت‌، برخورد کرد و به‌ او فرمود: احرام‌ ببند، صورت‌ خویش‌ را باز گذار و جامه‌ی‌ خود را از بالای‌ سرت‌ به‌ گونه‌ای‌ قرار ده‌ که‌ آفتاب‌ با چهره‌ات‌ برخورد کند؛ زیرا اگر نقاب‌ ببندی‌، صورتت‌ در سایه‌ خواهد بود و رنگ‌ آن‌ تغییری‌ نخواهد کرد.»
4- عن‌ جعفر، عن‌ ابیه‌ علیهما السلام قال‌: «المحرمة‌ لا تتنقّب‌ لانّ احرام‌ المرأة‌ فی‌ وجهها و احرام‌ الرّجل‌ فی‌ رأسه‌؛
امام‌ باقر علیه السلام فرمود: زن‌ مُحرم‌ نباید نقاب‌ بر چهره‌ ببندد؛ زیرا احرام‌ زن‌ به‌ صورت‌ او و احرام‌ مرد، به‌ سر اوست‌ و نباید چهره‌ی‌ زن‌ در سایه‌ باشد.»
5- عن‌ ابی‌ الحسن‌ علیه السلام قال‌: مرّ ابوجعفرٍ علیه السلام بامرأةٍ محرمةٍ قد استترت‌ بمروحةٍ فأماط‌ المروحة‌ بنفسه‌ عن‌ وجهها؛
امام‌ باقر علیه السلام به‌ زنی‌ که‌ در حال‌ احرام‌ به‌ وسیله‌ی‌ بادبزن‌ چهره‌ی‌ خود را پوشانده‌ بود، برخورد کرد. حضرت‌ با دست‌ خویش‌ بادبزن‌ را از جلوی‌ صورت‌ او کنار زد.»
نسبت‌ به‌ این‌ احادیث‌ باید جهات‌ متفاوتی‌ مورد توجّه‌ قرار گیرد تا تناسب‌ آن‌ با مورد به‌خوبی‌ روشن‌ گردد.

روگشایی‌ زن‌ در نماز
از این‌ روایات‌ به‌ خوبی‌ دریافته‌ می‌شود که‌ نقاب‌ و پوشش‌هایی‌ این‌گونه‌ نه‌ تنها ضرورت‌ ندارد و ممدوح‌ نیست‌، بلکه‌ مکروه‌ و نامناسب‌ هم‌ می‌باشد؛ همان‌ طور که‌ در «وسائل‌ الشّیعه‌» این‌ عنوان‌ را می‌خوانیم‌:
«عدم‌ وجوب‌ ستر المرأة‌ وجهها فی‌ الصّلاة‌ بل‌ یستحبّ لها کشفه‌؛
ستر و پوشش‌ صورت‌ زن‌ در نماز واجب‌ نیست‌، بلکه‌ مستحب‌ است‌ زن‌ صورت‌ خود را در نماز باز بگذارد.»
و نیز در همین‌ موضوع‌ در کتاب‌ «التّهذیب‌» به‌ روایتی‌ دیگر بر می‌خوریم‌:
عن‌ سماعة‌ قال‌: سألته‌ عن‌ المرأة‌ تصلّی‌ متنقّبةً قال‌: اذا کشفتْ عن‌ موضع‌ السّجود فلا بأس‌ به‌ وان‌ اسفرت‌ فهو افضل‌؛
و باز نسبت‌ به‌ نقاب‌ در باب‌ 35 «وسائل‌ الشیعه‌» آمده‌:
...و جواز النّقاب‌ فی‌ الصّلاة‌ للمرأة‌ علی‌ کراهیّةٍ؛
در نماز برای‌ زن‌ استفاده‌ از نقاب‌ جایز است‌، ولی‌ کراهت‌ دارد.»
در این‌جا ممکن‌ است‌ گفته‌ شود: نقاب‌ گرچه‌ برای‌ زن‌ ممدوح‌ نیست‌، ولی‌ این‌ امر تنها در نماز و احرام‌ است‌ که‌ دلیل‌ آن‌ هم‌ عفاف‌ و عدم‌ عفاف‌ نیست‌، بلکه‌ در نماز به‌ جهت‌ این‌ است‌ که‌ نباید بین‌ پیشانی‌ زن‌ و محلّ سجده‌اش‌ مانعی‌ باشد و در حج‌ به‌ جهت‌ آن‌ است‌ که‌ زن‌ در احرام‌ باید حرارت‌ مستقیم‌ آفتاب‌ را بر چهره‌ی‌ خود احساس‌ کند و این‌ امر با نقاب‌ که‌ صورت‌ زن‌ را در سایه‌ قرار می‌دهد، منافات‌ دارد؛ به‌ همین‌ خاطر است‌ که‌ روایات‌ «تسدیل‌» پوشش‌ صورت‌ به‌طور خاص‌ را در حال‌ احرام‌ جایز و حتّی‌ ممدوح‌ می‌شمارند.
درباره‌ی‌ این‌ توهّم‌ باید گفت‌: گرچه‌ این‌ روایات‌ حکایت‌ از اذن‌ و اجازه‌ در این‌ عمل‌ دارد، ولی‌ این‌ روایات‌ تنها به‌ جواز تسدیل‌ اشاره‌ دارند و وجوب‌ یا استحسان‌ از آن‌ها به‌ دست‌ نمی‌آید. در هر صورت‌، کراهت‌ نقاب‌ روشن‌ است‌ و ما تنها عدم‌ استحسان‌ آن‌ را دنبال‌ می‌کنیم‌؛ چنان‌که‌ مرحوم‌ محقّق‌ در «شرایع‌» آورده‌ است‌:«لواسدلت‌ قناعها علی‌ رأسها الی‌ طرف‌ انفها جاز» که‌ تنها بحث‌ در جواز تسدیل‌ است‌؛ نه‌ لزوم‌ آن‌. هم‌چنین‌ صاحب‌ جواهر(ره‌) می‌فرماید:«و کیف‌ کان‌ فلا اشکال‌ فی‌ جواز الاسدال‌ هنا.»
مرحوم‌ صاحب‌ جواهر به‌ روایت‌ تسدیل‌ استناد می‌کند و تنها جواز آن‌ را بی‌اشکال‌ می‌داند، ولی‌ درباره‌ی‌ نقاب‌ نه‌ تنها حکم‌ به‌ جواز وارد نشده‌، بلکه‌ استفاده‌ از آن‌ مذموم‌ شمرده‌ شده‌ است‌؛ چنان‌که‌ مرحوم‌ شهید اوّل‌ در کتاب‌ «دروس‌» علاوه‌ بر حکم‌ به‌ حرمت‌ پوشش‌ صورت‌ زن‌ در حال‌ احرام‌، می‌فرماید: «نقاب‌ حرام‌ است‌.» صاحب‌ جواهر نیز می‌فرماید:«کراهت‌ در باب‌ نقاب‌ هم‌ به‌ معنای‌ حرمت‌ است‌». به‌ همین‌ جهت‌، صاحب‌ جواهر در مقام‌ جمع‌ این‌ دو دسته‌ از روایات‌ «نقاب‌» و «تسدیل‌» بر می‌آید که‌ در هر صورت‌، عدم‌ استحسان‌ نقاب‌ واضح‌ است‌ و ما تنها به‌ دنبال‌ بیان‌ همین‌ معنا هستیم‌. پس‌ در یک‌ بیان‌ کلّی‌ می‌گوییم‌: قناع‌ و مقنعه‌ یا پوشیه‌ با هر اسم‌ و عنوان‌ مشابه‌ که‌ حجاب‌ و مانع‌ محکم‌ و ضخیمی‌ از پارچه‌ و چرم‌ است‌ و از پیشانی‌ به‌ پشت‌ سر بسته‌ می‌شود و تا چانه‌ و گردن‌ یا سینه‌ را می‌پوشاند، رجحانی‌ ندارد، بلکه‌ در نماز و حج‌ و حتّی‌ مواقع‌ عادی‌ مورد نهی‌ شریعت‌ واقع‌ شده‌ است‌. تنها چیزی‌ که‌ به‌ نام‌ تسدیل‌ یا اسدال‌ ـ که‌ انداختن‌ توری‌ نازک‌ از سر تا سینه‌ است‌، بی‌ آن‌ که‌ به‌ صورت‌ بچسبد ـ در میان‌ اعراب‌ مرسوم‌ بوده‌ و گاه‌ دو یا سه‌ لایه‌ داشت‌ و هم‌ حالت‌ پوششی‌ و هم‌ حالت‌ زینتی‌ داشته‌ است‌، مذموم‌ نبوده‌ ولی‌ دلیلی‌ بر لزوم‌ آن‌ نداریم‌ و زن‌ نسبت‌ به‌ دست‌ و صورت‌ می‌تواند چون‌ مرد به‌ طور عادی‌ عمل‌ نماید.

غیرت‌نمایی‌های‌ بی‌مورد
امّا در جواب‌ توهّم‌ دیگر که‌ کراهت‌ استفاده‌ از نقاب‌ در حال‌ احرام‌ را به‌ خاطر احساس‌ حرارت‌ و گرما می‌دانست‌، نه‌ در جهت‌ برداشتن‌ نوعی‌ از حجاب‌، باید گفت‌: گرچه‌ این‌ سخن‌ درست‌ است‌، ولی‌ این‌ بیان‌ نسبت‌ به‌ این‌ معنا علّیّت‌ تمام‌ ندارد. چه‌ بسا حکم‌ به‌ کراهت‌ نقاب‌ به‌ علّت‌ ابتلا و امتحان‌ مرد باشد؛ به‌ خصوص‌ در نماز که‌ دیگر موضوعی‌ برای‌ حرارت‌ وجود ندارد، و به‌ طور اخص‌ در نماز جماعت‌ و حج‌ که‌ امکان‌ برخورد زن‌ و مرد بیش‌تر وجود دارد؛ پس‌ چه‌ نقاب‌ زن‌ برای‌ دوری‌ از آفتاب‌ باشد یا نامحرم‌، در هر صورت‌، این‌ نهی‌ حکایت‌ از عدم‌ استحسان‌ آن‌ می‌کند.
اینک‌ با بیان‌ این‌ روایات‌ و آیه‌ی‌ مبارکه‌ی‌ مذکور، پاسخ‌ پرسش‌ مطرح‌ شده‌ به‌ خوبی‌ روشن‌ می‌گردد. آری‌، زن‌ می‌تواند به‌ راحتی‌ و بدون‌ زحمت‌ و مشکل‌تراشی‌ و تعصّب‌ و غیرت‌نمایی‌های‌ بی‌مورد با پوشش‌ طبیعی‌ و مناسب‌ به‌ عفاف‌ و پاکی‌ خود دست‌ یابد، بی‌آن‌ که‌ نیازی‌ به‌ حجاب‌ و تسدیل‌ و یا پوشیه‌ و چادر داشته‌ باشد.
این‌ امر بسیار روشن‌ و گویاست‌ و هر گونه‌ افراط‌ و تفریط‌ نسبت‌ به‌ آن‌ کج‌روی‌ است‌ و برای‌ بیان‌ آن‌ حتّی‌ نیازی‌ به‌ روایت‌ نیست‌، گرچه‌ درباره‌ آن‌ روایاتی‌ هم‌ با بیانی‌ واضح‌ و روشن‌ داریم‌ که‌ دیگر مجال‌ ذکر آن‌ نیست‌ و در مجلّدات‌ تفصیلی‌ مطرح‌ خواهد شد.



گستره‌ی‌ پوشش‌ زن‌
در پاسخ‌ به‌ پرسش‌ مهمّ دیگر که‌: زن‌ از چه‌ کسانی‌ لازم‌ نیست‌ خود را بپوشاند، قرآن‌ مجید استثنای‌ سومی‌ را بیان‌ می‌کند. استثنا در این‌ آیه‌ که‌ محارم‌ سببی‌، نسبی‌ و دیگر اقسام‌ را معرّفی‌ می‌کند، در سوره‌ی‌ نور آمده‌ است‌:
«و لا یُبدین‌ زینتهنّ الاّ لبعولتهنّ او آبائهنّ او آباء بُعُولتهنّ او ابنائهنّ او ابناء بعولتهنّ او اخوا نهنّ او بنی‌ اخوانهنّ او بنی‌ اخواتهنّ او نسائهنّ او ما ملکت‌ ایمانهنّ او التّابعین‌ غیر اوّلی‌ الاربة‌ من‌ الرّجال‌ او الطّفل‌ الّذین‌ لم‌ یظهروا علی‌ عورات‌ النّساء و لا یضربن‌ بارجلهنّ لیعلم‌ ما یخفین‌ من‌ زینتهنّ و توبوا الی‌ اللّه‌ جمیعاً ایّها المومنون‌ لعلّکم‌ تفلحون‌؛
باید روسری‌های‌ خود را بر سینه‌ و گریبانشان‌ بیندازند و محل‌های‌ زینت‌ خود سر و گردن‌ و سینه‌ و تا مچ‌ دست‌ها را از نامحرمان‌ بپوشانند، مگر برای‌ شوهران‌، پدران‌، پدرشوهر، پسران‌ خود، پسران‌ شوهر، برادران‌ خود، پسران‌ برادر، پسران‌ خواهران‌، زنان‌ مسلمان‌، کنیزان‌ ملکی‌ خویش‌، خواجگانی‌ که‌ به‌ زنان‌ میل‌ و رغبتی‌ نداشته‌ و وابستگی‌ خانوادگی‌ به‌ آن‌ها دارند و اطفالی‌ که‌ هنوز به‌ خوبی‌ امور جنسی‌ را تشخیص‌ نمی‌دهند و هنگام‌ راه‌ رفتن‌ طوری‌ پاهای‌ خود را بر زمین‌ نزنند که‌ زینت‌های‌ پنهانی‌شان‌ آشکار گردد ـ و صدای‌ خلخالی‌ که‌ به‌ پا دارند به‌ گوش‌ رسد ـ ای‌ مؤمنان‌ همگی‌ به‌ سوی‌ خدا باز گردید تا رستگار گردید.»
در این‌ آیه‌ی‌ شریفه‌، محارم‌ و کسانی‌ که‌ به‌ نوعی‌ پوشش‌ زن‌ نزد آن‌ها لازم‌ نیست‌، به‌ تفصیل‌ مطرح‌ گردیده‌ است‌: از شوهر تا بستگان‌ و دسته‌هایی‌ هم‌چون‌: زنان‌ مؤمن‌ نسبت‌ به‌ یک‌دیگر جز در مورد مواضع‌ خاص‌، غلام‌ و بنده‌ ـ که‌ امروزه‌ ـبحمداللّه‌ـ در میان‌ ما وجود خارجی‌ ندارد ـ و خواجگانی‌ که‌ از وابستگان‌ زن‌ می‌باشند و تمایلات‌ جنسی‌ به‌ زن‌ها را در خود نیافته‌اند و کودکانی‌ که‌ هنوز از مسایل‌ جنسی‌ آگاهی‌ چندانی‌ ندارند که‌ هر یک‌ به‌ اجمال‌ بیان‌ خواهد شد.

محارم‌ در قرآن‌ کریم‌
در باب‌ محارم‌ و اقسام‌ و خصوصیّات‌ آن‌ باید این‌ موارد مذکور در آیات‌ پوشش‌ را با آیات‌ تحریم‌ در سوره‌ی‌ نسا هم‌راه‌ کرد تا بحث‌ خود را به‌ خوبی‌ نشان‌ دهد. در این‌جا به‌ اجمال‌ از این‌ موضوع‌ یاد می‌شود و ابتدا آیه‌ و بیان‌ آن‌ می‌آید:
«حرّمت‌ علیکم‌ امّهاتکم‌ و بناتکم‌ و اخواتکم‌ و عمّاتکم‌ و خالاتکم‌ و بنات‌ الاخ‌ و بنات‌ الاخت‌ و امّهاتکم‌ الّلاتی‌ ارضعنکم‌ و اخواتکم‌ من‌ الرّضاعة‌ و امّهات‌ نسائکم‌ و ربائبکم‌ الّلاتی‌ فی‌ حجورکم‌ من‌ نسائکم‌ الّلاتی‌ دخلتم‌ بهنّ فان‌ لم‌ تکونوا دخلتم‌ بهنّ فلاجناح‌ علیکم‌ و حلائل‌ ابنائکم‌ الّذین‌ من‌ اصلابکم‌ و ان‌ تجمعوا بین‌ الاختین‌ الاّماقد سلف‌ ان‌ اللّه‌ کان‌ غفوراً رحیما؛
ازدواج‌ با این‌ زنان‌ بر شما حرام‌ شده‌ است‌: مادران‌، دختران‌، خواهران‌، عمّه‌ها، خاله‌ها، دختران‌ برادر، دختران‌ خواهر، مادران‌ رضاعی‌ که‌ شما را شیر داده‌اند و خواهران‌ رضاعی‌، مادران‌ زنانتان‌ و دختران‌ زنانتان‌(ربیبه‌ها) در صورتی‌ که‌ با آن‌ همسرانتان‌ آمیزش‌ کرده‌ باشید؛ پس‌ اگر با آن‌ همسرانتان‌ آمیزش‌ نکرده‌ باشید، بر شما باکی‌ نیست‌ که‌ آن‌ زنان‌ را طلاق‌ داده‌ و با دخترانشان‌ ازدواج‌ کنید. و نیز حرام‌ شده‌ با زنان‌ فرزندانتان‌ که‌ اصل‌ و نسبشان‌ از شماست‌، ازدواج‌ کنید؛ هم‌چنین‌ حرام‌ است‌ که‌ دو خواهر را یک‌ جا به‌ همسری‌ خویش‌ برگزینید، مگر آن‌چه‌ در گذشته‌ قبل‌ از تشریع‌ این‌ حکم‌ اتّفاق‌ افتاده‌ باشد که‌ خداوند همیشه‌ آمرزنده‌ است‌.»
طبق‌ این‌ آیه‌ی‌ شریفه‌، اضافه‌ بر محارم‌ پیشین‌ که‌ ذکر شد، زنانی‌ که‌ برای‌ افرادی‌ در حکم‌ مادر بوده‌ و فرزندی‌ را شیر داده‌اند و خواهرانی‌ که‌ از یک‌ زن‌ شیر خورده‌اند، همگی‌ مانند محرم‌ نَسَبی‌، محرمند که‌ در شریعت‌ از آن‌ها به‌ «لُحمةٌ کَلُحْمَةِ النَّسَب‌» (قرابتی‌ هم‌چون‌ قرابت‌ نسبی‌) تعبیر شده‌ و به‌ این‌ معناست‌ که‌ قرابت‌ و محرمیّت‌ شیری‌ -که‌ سببی‌ است‌- هم‌چون‌ قرابت‌ و محرمیّت‌ نسبی‌ هم‌گون‌ و محکم‌ است‌؛ هم‌چنین‌ دختران‌ زن‌ که‌ از شوهر دیگر باشند و از آنان‌ به‌ «ربیبه‌» تعبیر می‌شود، محرمند و با آن‌ که‌ محرمیّت‌ سببی‌ است‌، ولی‌ به‌ واسطه‌ی‌ قرابت‌ و تربیت‌، هم‌چون‌ نَسَبی‌، ظاهر می‌گردد؛ البته‌ با شرایط‌ خاص‌ خود که‌ در مقام‌ بیان‌ آن‌ نیستیم‌.
قرآن‌ مجید در ادامه‌ی‌ این‌ آیه‌ می‌فرماید:
«و حلائل‌ ابنائکم‌ الّذین‌ من‌ اصلابکم‌؛
عروس‌ شما که‌ زن‌ فرزندتان‌ است‌، محرم‌ می‌باشد.» «حلائل‌» جمع‌ «حلیله‌» است‌ و چون‌ با فرزند قرب‌ و وحدت‌ می‌یابد، با پدر هم‌ محرم‌ می‌شود. البته‌ این‌ نیز خصوصیّاتی‌ دارد که‌ اکنون‌ در مقام‌ بیان‌ آن‌ نیستیم‌.

زن‌ و محرمیّت‌ عمومی‌!
از آن‌چه‌ گذشت‌، می‌خواهیم‌ تنها این‌ مطلب‌ مهم‌ را نتیجه‌ بگیریم‌ که‌: این‌ گونه‌ نیست‌ که‌ زن‌ها در دنیایی‌ از نامحرم‌ها قرار داشته‌ و باید همه‌ وقت‌ و برای‌ همیشه‌ و در مقابل‌ تمام‌ افراد، در پنهانی‌ و پوشش‌ باشند . چه‌ بسیار مردانی‌ که‌ با زنان‌ محرمند و زنان‌ می‌توانند در کنار آن‌ها آزادانه‌ زندگی‌ کنند. از شوهر و پدر و برادر تا برادر شیری‌ و دسته‌های‌ دیگری‌ از اقوام‌ نسبی‌ و سببی‌ به‌ زن‌ محرمند. حتّی‌ نسبت‌ به‌ بیگانگان‌، زن‌ در کوچه‌ و خیابان‌، آزادی‌ وجه‌ و کفین‌ را دارد و اگر برای‌ اودر انظار عمومی‌، پوشش‌ جسمانی‌ مواضع‌ پنهانی‌ لازم‌ است‌، ولی‌ وی‌ می‌تواند در ارتباط‌های‌ عادی‌ و زمینه‌های‌ عمومی‌ و مراکز اجتماعی‌، هم‌چون‌ برخورد با استاد، شاگرد، هم‌کار و هم‌راه‌، روابط‌ سالم‌ و ارزش‌مند، توأم‌ با عفاف‌ و کفاف‌ داشته‌ باشد؛ چنان‌چه‌ در سوره‌ی‌ توبه‌ آمده‌ است‌:
و المومنون‌ و المومنات‌ بعضهم‌ اولیاء بعضٍ
برخی‌ از مردان‌ و زنان‌ با ایمان‌ بر بعضی‌ دیگر از آن‌ها ولایت‌ دارند.» همان‌طورکه‌ نسبت‌ به‌ همه‌ی‌ طبقات‌، از خوب‌ و بد، این‌گونه‌ روابط‌ طبیعی‌ وجود دارد که‌ به‌ آیاتی‌ چند در این‌ مورد اشاره‌ می‌شود:
«و انّ الظّالمین‌ بعضهم‌ اولیاء بعضٍ واللّه‌ ولیّ المتّقین‌»، «والّذین‌ آووا و نصروا اولئک‌ بعضهم‌ اولیاء بعضٍ» و «یا ایّها الّذین‌ آمنوا لا تتّخذوا الیهود و النّصاری‌ اولیاء بعضهم‌ اولیاء بعضٍ و من‌ یتولّهم‌ منکم‌ فانّه‌ منهم‌».
در این‌ آیات‌ خداوند میان‌ تمامی‌ زنان‌ و مردان‌، از بد و خوب‌ و مؤمن‌ و کافر، رابطه‌ای‌ مستقیم‌ برقرار می‌سازد؛ چه‌ ولایت‌ را به‌ معنای‌ حب‌ و دوستی‌ بگیریم‌ و چه‌ به‌ معنای‌ سیطره‌ و اشراف‌؛ که‌ به‌ طور طبیعی‌ در میان‌ مومنان‌ هم‌چون‌ غیر مؤمنان‌ چنین‌ موقعیّتی‌ برقرار است‌. در هر صورت‌ هر یک‌ از این‌ دو معنا با دیگری‌ ملازمه‌ی‌ خاصّ خود را خواهد داشت‌؛ چه‌ در این‌ روابط‌ معقول‌ و متعارف‌، زن‌ و مرد، محرم‌ باشند و چه‌ نامحرم‌؛ چرا که‌ در عنوان‌ «ولاء» مومنین‌ و مومنات‌ با یک‌دیگر مرتبطند و از هم‌ بیگانه‌ نیستند. این‌ خود یک‌ محرمیّت‌ عمومی‌ را در ظروف‌ مختلف‌ ایجاد می‌کند؛ هم‌چنان‌که‌ قرآن‌ کریم‌ نسبت‌ به‌ نفی‌ و اثبات‌ چنین‌ رابطه‌ای‌ در میان‌ کفّار و مومنان‌ اشاره‌ می‌کند که‌: ستم‌کاران‌ با هم‌ هم‌راه‌ند، کفّار با یک‌دیگر هم‌دلی‌ دارند، با یهود و نصاری‌ رابطه‌ی‌ دوستی‌ و اخوّت‌ بر قرار نسازید و همین‌ طور موارد دیگری‌ که‌ قابل‌ توجّه‌ و دقّت‌ می‌باشد؛ به‌طوری‌که‌ در زمینه‌ی‌ رابطه‌ی‌ متقابل‌ زن‌ و مرد مؤمن‌، مواردی‌ مانند عیادت‌ زن‌ از مرد مومن‌، اگرچه‌ نامحرم‌ باشند، مستحسن‌ است‌ و حتّی‌ دست‌ دادن‌ آن‌ها با یک‌دیگر هم‌راه‌ پوشش‌ مانعی‌ ندارد. در این‌ زمینه‌ روایاتی‌ از معصومین‌ علیهم السلام وارد شده‌ است‌ که‌ به‌ بعضی‌ از آن‌ها اشاره‌ می‌شود؛

دست‌ دادن‌ مرد با زن‌ نا محرم‌
عن‌ سماعة‌ بن‌ مهران‌ قال‌: «سألت‌ ابا عبداللّه‌ علیه السلام عن‌ مصافحة‌ الرّجل‌ المرأة‌؛ قال‌: لا یحلّ للرّجل‌ ان‌ یصافح‌ المرأة‌ الاّ امرئةً یحرم‌ علیه‌ ان‌ یتزوّجها: اخت‌ او بنت‌ او عمّة‌ او خالة‌ او ابنة‌ اختٍ او نحوها فامّا المرأة‌ الّتی‌ یحلّ له‌ ان‌ یتزوّجها فلا یصافحها الاّ من‌ وراء الثّوب‌ و لا یغمز کفها؛
سماعه‌ می‌گوید: از امام‌ صادق‌ علیه السلام درباره‌ی‌ حکم‌ دست‌ دادن‌ مرد با زن‌ پرسیدم‌؟ ایشان‌ فرمود: دست‌ دادن‌ مرد با محارم‌ خود، چون‌ خواهر، دختر، عمه‌، خاله‌، دختر خواهر و مانند آن‌ها بدون‌ مانع‌ چون‌ لباس‌ و دست‌کش‌ و به‌طور مستقیم‌ و با مباشرت‌ اشکال‌ ندارد و با زن‌های‌ نامحرم‌ دست‌ دادن‌ هم‌راه‌ نوعی‌ پوشش‌ و بدون‌ فشار، بی‌اشکال‌ است‌.»
علی‌ بن‌ ابراهیم‌، عن‌ ابیه‌، عن‌ ابن‌ ابی‌ عمیر، عن‌ ابی‌ ایّوب‌ الخزّاز عن‌ ابی‌ بصیر قال‌: قلت‌ لابی‌ عبداللّه‌ علیه السلام : «هل‌ یصافح‌ الرّجل‌ المرأة‌ لیست‌ بذی‌ محرم‌؟ فقال‌: لا الاّ من‌ وراء الثّوب‌؛
علی‌ بن‌ ابراهیم‌ از پدرش‌... نقل‌ می‌کند که‌ گفت‌: به‌ امام‌ صادق‌ علیه السلام عرض‌ کردم‌: آیا مرد می‌تواند با زن‌ نامحرم‌ دست‌ بدهد؟ حضرت‌ در پاسخ‌ فرمودند: نباید به‌ صورت‌ ملامسه‌ باشد، ولی‌ اگر از روی‌ پوششی‌ دست‌ بدهند، اشکالی‌ ندارد.»
از این‌ دو حدیث‌ شریف‌ به‌ خوبی‌ در می‌یابیم‌ که‌ ارتباط‌ میان‌ زن‌ و مرد مسلمان‌ مانعی‌ ندارد و حتّی‌ مصافحه‌ و دست‌ دادن‌ اگر از جانب‌ یکی‌ از آن‌ها پوششی‌ چون‌ دستکش‌، لباس‌ یا دستمالی‌ وجود داشته‌ باشد، اشکالی‌ ندارد. امام‌ علیه السلام تنها در حدیث‌ نخست‌ می‌فرماید: «مرد مسلمان‌ نباید مرد مسلمان‌ دست‌ زن‌ مسلمان‌ را فشار دهد» و جالب‌ این‌جاست‌ که‌ نمی‌فرماید: زن‌ نباید دست‌ مرد را فشار دهد. و از آن‌جاکه‌ عفاف‌ و پنهان‌ کاری‌ زن‌ به‌طور نوعی‌ مانع‌ چنین‌ عملی‌ است‌، هیچ‌ نهیی‌ نسبت‌ به‌ زن‌ صورت‌ نگرفته‌ و مخاطب‌ نهی‌، تنها مرد است‌.
زن‌ بر اساس‌ مطلوبیّت‌، متانت‌ و ویژگی‌ عفاف‌ هرگز چنین‌ کاری‌ را نمی‌کند؛ بر خلاف‌ نوع‌ مرد که‌ احتمال‌ صدور چنین‌ فعلی‌ از او می‌رود. باید توجّه‌ داشت‌ که‌ بیان‌ امام‌ علیه السلام و تحلیلی‌ که‌ بدان‌ اشاره‌ شد، حکایت‌ از عمق‌ آگاهی‌ اولیای‌ دین‌ از حقایق‌ پیچیده‌ی‌ روان‌شناختی‌ است‌ که‌ باید در جای‌گاه‌ مناسب‌ خود به‌طور فنّی‌ و گسترده‌ پی‌گیری‌ شود.
در این‌جا دو حرف‌ پیش‌ می‌آید: نخست‌ این‌که‌ آیا به‌ راستی‌ دست‌ دادن‌ زن‌ و مرد نامحرم‌ به‌دور از ریبه‌ و گناه‌ ممکن‌ و چنین‌ امری‌ به‌طور اساسی‌ قابل‌ تصور است‌ و دوم‌ این‌که‌ آیا طرح‌ این‌ امر به‌ ویژه‌ در جامعه‌ی‌ جوان‌ ما که‌ کاستی‌های‌ بسیار دارد و زمینه‌ی‌ فراوانی‌ نسبت‌ به‌ آلودگی‌ها دارد ضروری‌ است‌؟ آیا طرح‌ این‌گونه‌ مباحث‌ بهانه‌ای‌ جهت‌ آلوده‌سازی‌ هرچه‌ بیش‌تر افراد به‌خصوص‌ جوانان‌ نیست‌؟
در پاسخ‌ به‌ پرسش‌ نخست‌ باید گفت‌: آری‌، در جامعه‌ای‌ که‌ بیش‌تر افراد آلوده‌ باشند یا از کمبود و نارسایی‌های‌ روحی‌ ـ روانی‌ یا کاستی‌ها و کمبودهای‌ نفسانی‌ برخوردار باشند، امکان‌ برداشت‌های‌ ناروا از طرح‌ چنین‌ مباحثی‌ وجود دارد، ولی‌ در یک‌ جامعه‌ی‌ معمولی‌ که‌ افراد از سلامت‌ و امکانات‌ نسبی‌ برخوردار باشند، تصوّر چنین‌ امری‌ هرگز دور از ذهن‌ نمی‌باشد؛ اگر فرد یا جامعه‌ای‌ آلوده‌ باشد یا دچار کمبودها و حسرت‌های‌ جنسی‌ باشد، دست‌ دادن‌ که‌ هیچ‌، ممکن‌ است‌ صرف‌ اختلاط‌ و هم‌جواری‌ یا تخاطب‌ و هم‌سخنی‌ زن‌ و مرد نامحرم‌ سبب‌ گرفتاری‌، نگرانی‌های‌ روحی‌ ـ روانی‌ و حتی‌ آلودگی‌ و گناه‌ گردد، ولی‌ با وجود سلامت‌ نسبی‌ و برخورداری‌ افراد از امکانات‌ معمول‌ ـ که‌ نطاق‌ و دلالت‌ هر دو روایت‌ بر آن‌ اشاره‌ دارد ـ دست‌ دادن‌ زن‌ و مرد آراسته‌ به‌ صفات‌ اجتماعی‌ سالم‌ با نوعی‌ پوشش‌ مشکلی‌ پیش‌ نمی‌آورد.
امّا نسبت‌ به‌ پرسش‌ دوم‌ باید گفت‌: صرف‌ طرح‌ مباحث‌ و بازسازی‌ امور اخلاقی‌ و گسترش‌ فرهنگ‌ و منش‌ دین‌ هرگز آسیبی‌ پیش‌ نمی‌آورد، بلکه‌ باید مباحث‌ انسانی‌ و بینش‌ و نگرش‌ درست‌ دینی‌ را به‌طور سالم‌ و دقیق‌ دنبال‌ نمود تا آگاهی‌های‌ لازم‌ علمی‌ و دینی‌ برای‌ افراد جامعه‌ فراهم‌ گردد.
با پنهان‌سازی‌ مباحث‌ و دور داشتن‌ افراد جامعه‌ از حقایق‌ دینی‌، هرگز نتیجه‌ی‌ صحیحی‌ به‌بار نخواهد آمد و سلامت‌ جامعه‌ و افراد، بیش‌تر در مخاطره‌ی‌ جدی‌ قرار می‌گیرند.
پس‌ این‌ حرف‌ که‌ طرح‌ این‌گونه‌ مباحث‌ علّت‌ انحراف‌ بیش‌تر شده‌ و بهانه‌ای‌ در دست‌ افراد آلوده‌ قرار می‌دهد، سخن‌ صحیحی‌ نیست‌؛ به‌ویژه‌ که‌ افراد آلوده‌ به‌دنبال‌ مباحث‌ دینی‌ یا استفاده‌ از احکام‌ شرعی‌ نیستند. اگر بسترسازی‌های‌ لازم‌ اجتماعی‌ ـ اخلاقی‌ فراهم‌ گردد، این‌ مباحث‌ تنها آگاهی‌ افراد جامعه‌ را به‌دنبال‌ دارد و آن‌ها را در برخوردهای‌ اجتماعی‌ از افراط‌ و تفریط‌ دور نگاه‌ خواهد داشت‌ و بهانه‌ها را نیز از دست‌ افراد آلوده‌ و اشکال‌تراش‌ خواهد گرفت‌.
نامناسب‌ لباس‌ است‌ که‌ سبب‌ تحریک‌ و جلب‌ توجّه‌ دیگران‌ می‌شود.

تاریخ ارسال : چهارشنبه 9 آذر 1390 01:02 ب.ظ | نویسنده : خانم محمدقلی

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

تاریخ ارسال : سه شنبه 17 مرداد 1396 02:58 ق.ظ
I loved as much as you'll receive carried out right here.
The sketch is attractive, your authored material stylish.
nonetheless, you command get bought an impatience over that
you wish be delivering the following. unwell unquestionably
come more formerly again as exactly the same nearly a lot often inside
case you shield this hike.
تاریخ ارسال : پنجشنبه 24 فروردین 1396 12:31 ق.ظ
This site truly has all of the info I wanted about
this subject and didn't know who to ask.
تاریخ ارسال : جمعه 11 فروردین 1396 12:56 ب.ظ
Heya just wanted to give you a brief heads up and let you know a few of the images aren't loading correctly.
I'm not sure why but I think its a linking issue.
I've tried it in two different browsers and both show the same results.

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر