تبلیغات
گوهر ناب

معنویت در خانواده(گذری به منابع اسلامی)-قسمت اول

معنویت در خانواده(گذری به منابع اسلامی)-قسمت اول

چکیده
در قرن 21، مکتب‌های فلسفی نو با طرح‌ریزی ایدئولوژی و راه و رسم زندگی بشر سعی کرده‌اند تا مسیر زندگی انسان را به سمت ایده‌آل‌ها سوق بدهند اغلب آنان با کشیدن خط بطلان برمسائل الهی و وجود ادیان و با ایجاد و سفسطه، بشر را به ترک معنویات دعوت کرده و او را به زرق و برق دنیوی و ماده‌گرایی علاقمند نموده‌اند.
با ظهور عصر تکنیک و مدرنیته به یکباره تعرفه‌ها در علوم‌انسانی و مبانی نگرش انسان بر زندگی دچار تحول گشته به طوری که کم‌کم جایگاه ارزشی انسانها و در نهایت خانواده و هویت مقدس آن رو به بی‌رنگی نهاده و آشفتگی روحی و تضاد فکری آنچنان گسترش یافت که برخی از افراد در معرض انواع بیماریهای روانی قرار گرفته‌اند. لذا بحران خانواده یکی از رخدادهای تلخ و چالش‌های پیش‌رو برای جوامع کنونی می‌باشد.
بنابراین ضرورت طرح این سئوال که آیا زمان آن نرسیده که طراحی و برنامه‌ریزی برمبنای دینی و معنویت الهی جهت حمایت از خانواده مورد دقت بیشتری قرار گیرد مطرح می‌شود. در تعریف معنویت گفته می‌شود آن جنبه از حیات فردی و جمعی است که بیانگر رابطه‌ای آگاهانه است که فرد در ارتباط با امور متعالی (The Transcendant) دارد.
در اسلام بنیادی‌ترین واحد جامعه خانواده است و اهمیت ویژه‌ای به آن داده شده و مایه آرامش انسانها دانسته شده است و محیط آن مکتبی برای تربیت انسانهایی عبد و مطیع حق است و مناسب‌ترین محل برای اندیشه، ذکر، یادآوری احکام خدا و ذکر حکمت‌های الهی است بگونه‌ای که گام برداشتن در مسیر اصول معنویت و تلاش جهت حصول آن، موجبات تأمین مصالح همگانی و تضمین خانواده‌ای سالم خواهد بود و در این رهگذر هر فرد به حقوق طبیعی و مشروع خود به آسانی دست پیدا خواهد کرد و از سقوط در «حضیض» ذلت نادانیها و وابستگی‌های پست حفظ خواهد شد.


مقدمه
مقدمه
نهاد مقدس خانواده، رکن بنیادین اجتماع بشری و محمل فرهنگهای گوناگون است تا آنجا که سعادت و شقاوت جوامع، مرهون رشادت و ضلالت خانواده می‌باشد.
اولین شرط داشتن جامعه‌ای سالم و پویا، سلامتی و پایداری خانواده است. لذا همواره پرداختن به این بنای مقدس و بنیادین جامعه و حمایت و هدایت آن به جایگاه واقعی و متعالی، اصلاح خانواده بزرگ انسانی و غفلت از آن موجب دور شدن بشر از حیات حقیقی خود و سقوط به ورطه هلاکت و ضلالت بوده است.
با بررسی آسیب‌شناسی خانواده در جهان آشکار می‌شود که در دوران شکوفایی دانش، تکنولوژی و صنعت استحکام خانواده کمتر مورد توجه قرار گرفته بنابراین ضربات شکننده‌ای به جامعه بشری وارد نموده است. به گونه‌ای که رعایت نکردن اصول و مبانی صحیح زندگی باعث افزایش فساد و جنایت در جوامع شده است.
امروزه ساختار خانواده در جهان با مشکلات متعددی دست به گریبان است، آمار بالای طلاق، هم‌جنس‌بازی، زندگی زوجین در چارچوب‌های خارج از دایرة ازدواج، عدم وفاداری زوجین به یکدیگر، بی‌بندوباری فرزندان، سطح بالای حاملگی دختران جوان، و بالا رفتن تعداد کودکان و نوجوانانی که در خانواده‌های بدون پدر و یا مادر بزرگ می‌شوند و.... پایداری خانواده‌ها را در جوامع بسیاری با خطر مواجه ساخته است.
لذا بحران خانواده یکی از رخدادهای تلخ و چالشهای پیش‌رو برای جوامع کنونی است که بواسطه بروز اختلالات فراوان و ظهور آثار تخریب‌زا در کشاکش تحولات باید بشدت مورد توجه قرار گیرد. بویژه آنکه جایگاه این کانون در سرشت فردی و جمعی و نیز اصلاحات و سازماندهی نظام اجتماعی، امری است که اهمیت آن برای همه اندیشمندان و جامعه‌شناسان و حقوقدانان بوضوح قابل درک و اهتمام است لیکن سئوال اصلی آن است که تا چه میزان دردمندان نظام اجتماعی و حمایت‌گران نظام حقوقی در این زمینه توانسته‌اند به تشخیص درد نایل آیند؟ و آیا نوع درمان و تجویز آنان ملاک قطعی در حل بحران خانواده بوده است یا خیر؟ آیا مادام که بشریت زندگی را به زیور علم بدون تزکیه و تقوی و معنویت دینی می‌آراید و بنام تمدن از دین و معنویت فاصله می‌گیرد و خود را بی‌نیاز از ارتباط با عالم ماوراء و معنویت و اخلاق می‌انگارد و نیز قانونمندی براساس توحید و قانونگذاری الهی را سامان‌دار و نظام‌پذیر نمی‌شناسد می‌تواند بحرانهای پیش‌روی خود را در عرصه خانواده حل نماید؟
اریک فروم (روانشناس) نیاز به یک نظام اعتقادی را جزء ذاتی انسان می‌داند و می‌گوید: نیاز به دین یعنی نیاز به یک الگوی جهت‌گیری و مرجعی برای اعتقاد و ایمان است. هیچکس را نمی‌توان یافت که فاقد این نیاز باشد. تمایلات انسان را نهایتی نیست و فردی که برمحور توحید و مدار ارتباط با خدا حرکت نمی‌نماید. پیوسته در صدد جوابگویی به این خواسته‌ها می‌باشد در حالی که عملاً نمی‌توان تمام تمایلات را جامه عمل پوشید و چنین فردی با وجود وسعت نعمات الهی پیوسته خود را در تنگی احساس می‌نماید.
در قرآن آمده است که بهترین بندگان خدا کسانی هستند که همة سخن‌ها را بشنوند و از میان آنها بهترین‌ها را انتخاب نمایند. از طرفی دیگر در اسلام همة فطرت‌ها، خدایی معرفی گردیده است:
فطرة الله التی فطر الناس علیها
بنابراین زندگی بدون دین و معنویت رنج و عذاب را در پی دارد و به روح انسان سردی و سستی می‌بخشد و لذت و شادی پایدار را از انسان سلب می‌نماید امّا از سویی دیگر توجه و عشق به خدا به زندگی معنا می‌بخشد و خلأهای روحی و زندگی بشر را پرمی‌کند و موفقیت در همه میدانهای زندگی را به همراه می‌آورد.
لذا با توجه به اصالت و فراگیری امور معنوی در همة شئون زندگی اعم از اخلاقی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اینکه انسان در عین حضور در عرصه زندگی مادی آمیخته‌ای از ارزشهای معنوی است و رسالت تحقیق و ترسیم زیباترین حقایق را درگذر از زندگی مادی و به تعبیر قرآن معبر «أسفل سافلین» را دارد و گسترة احتیاجات او فراتر از نیازمندیهای مادی است. و از سویی دیگر با توجه به اهمیت «خانواده» به عنوان کلیدی‌ترین واحد اجتماعی، به نظر می‌رسد دقت نظر بر بحث معنویت در خانواده، توجه ویژه‌ای را می‌طلبد.
مفهوم معنویت
قدمت مفهوم معنویت همزاد با خلقت انسان است امّا دلیل اصلی طرح مفهوم «معنویت» را باید حضور پرصلابت «مذهب» در جامعه دانست. وجود مذاهب رسمی و پیامبران الهی که با دارا بودن سلسله درجات ارزشی و فقهی، مراتب معنویت را پوشش می‌دادند و اقسام آن را در شکل‌های همسو با ماهیت زمانی و مکانی مذاهب قالب‌بندی می‌نمودند موجب ‌شد که مفهوم معنویت به شکلی عمیق، امکان بروز بیابد. امّا در تعریف مفهوم آن باید گفت: معنویت آن جنبه از حیات فردی و جمعی است که بیانگر رابطه‌ای آگاهانه است که فرد، در ارتباط با امور متعالی (the transcendant) دارد. پیش‌فرض این مفهوم این باور است که امور متعالی وجود دارند و روح بشر می‌تواند با آن ارتباط برقرار کند. (کریستین دبکو، معنویت کاتولیک حال و آینده، 1384).
بعبارتی معنویت نحوه‌ای از مواجهه‌ با جهان هستی است که نتیجه‌اش این است که حالتهای نفسانی نامطلوبی مانند غم و اندوه، ناامیدی، دلهره و اضطراب، احساس سرگشتگی و سردرگمی، احساس بی‌معنایی و بی‌هدفی و.... تا آنجا که امکان‌پذیر است در انسان پدید نمی‌آید این نحوه مواجهه موجب رضایت باطن می‌شود. (ملکیات، 1379، ص 7)
بنیانگذاران ادیان و مذاهب چه آنها که در ادیان ابراهیمی خود را پیامبر می‌دانستند و چه آنها که در مکاتب شرقی خود را پیامبر نمی‌نامیدند ولی بنیانگذار ادیان و مذاهب بودند همگی از دین همان معنویت را می‌خواسته‌اند در واقع به این معنا معنویت باطن ادیان است به منظور درونی شدن معنویت در انسان سه بخش مطمح نظر قرار می‌گیرد:
1. یک سلسله آراء ماوراءالطبیعه پذیرفته شود.
2. یک سلسله آراء انسان‌شناختی پذیرفته شود
3. یک سلسله آراء و باورهای اخلاقی پذیرفته شود.
وقتی این سه دسته باور پذیرفته شده باشند آنوقت انسان دارای معنویت است به این لحاظ پدید آمدن معنویت با اکراه امکان ندارد و فقط با نیروهای باوراننده و برانگیزاننده امکان دارد. (سروش، سنت و سکولاریسم، 1381، ص 263)
معنویت و جلوه‌های آن در انسان
وجود معنویت ارزشمندترین رابطه بین انسان و پروردگارش را نمایش می‌دهد و چنانچه انسان از طریق عقل و شناخت قلبی به آن نائل آید این شناخت به ثمر نشسته و آثار مفید و پربرکتی در قلبش بجای می‌گذارد و او را به سمت نیکی، حق، ترقی، تکامل و زیبایی فرامی‌خواند به همین جهت بزرگترین و ارزشمندترین نعمتهای پروردگار به طور مطلق دسترسی به سرچشمة این معنویت است.
خداوند می‌فرماید:
یمنون علیک ان اسلموا، قل لاتمنوا علی اسلامکم، بل الله یمن علیکم ان هداکم للایمان.
آنان بر تو منت می‌گذارند که اسلام آورده‌اند! بگو: با اسلام خود بر من منت مگذارید بلکه خدا بر شما منت می‌گذارد که شما را به سوی ایمان آوردن رهنمون کرده است.
و لکن الله جیب الیکم الایمان و زینة فی قلوبکم و کره الیکم الکفر و الفسوق و العصیان اولئک هم الراشدون فضلاً من الله و نعمة.
امّا خداوند ایمان را در نظرتان گرامی داشته و آن را در دلهایتان آراسته است و کفر و نافرمانی و گناه را در نظرتان زشت و ناپسند جلوه داده است فقط آنان راهیانند و بس، این لطف و نعمتی از سوی خداست.
معنویت نفس را از قید و بند و سلطة دیگران آزاد می‌کند چرا که آنچه که مانع حرکت و پیشرفت بشریت شده و او را از ترقی و تکامل باز داشته است تسلیم در برابر استبداد می‌باشد اسلام این نوع اسارت و بندگی را الغا نمود و انسان را از سیطره زور نجات داده است.
قل لا أملِکُ لِنفسی نفعاً و لا ضرّاً الا ما شاء اللهُ و لو کنتُ اَعلمُ الغیبُ لاستکثرتُ من الخیر و ما مسّیبی السودُ انْ انا الا نذیرُ و بشِرُ لِقومٍ یُؤمنون.
بگو من مالک سود و زیانی برای خود نیستم مگر آن مقداری که خدا بخواهد و اگر غیب می‌دانستم منافع فراوانی نصیب خود می‌کردم و اصلاً شر و بلا به من می‌رسید من کسی جز بیم دهنده و مژده دهندة مؤمنان نمی‌باشم.
? معنویت به انسان روحیه شهامت، شجاعت و فداکاری می‌بخشد.
معنویت به انسان گوشزد می‌کند که بخشندة عمر خداست و فداکاری و شجاعت چیزی از عمر او نمی‌کاهد و تنبلی و تن‌پروری هم چیزی به عمرش نمی‌افزاید چه بسیار انسانهایی که بر رختخواب نرم مرده‌اند و چه بسیار افرادی که در میان جنگ‌ها و نبردهای سخت فرو رفته و جان سالم به در برده‌اند.
ما کان لنفس ان تموت الاّ باذن الله کتاباً مؤجلاً
و هیچ کس را نسزد که بمیرد مگر به فرمان خداوند وقت آن را دقیقاً در مدت مشخص و محدودی ثبت و ضبط کرده است.
? از مقتضیات معنویت الهی، اعتقاد به رزاقیت حق تعالی است.
روزی دهنده‌ای که تحت تأثیر هیچ انسان حریص و ناخشنودی قرار نگرفته و هیچ‌کس او را از کارش منصرف نمی‌کند.
و ما منْ دابةٍ فی الارض الا علی الله رزقُها و یعلم مستقرها و مستودعها کلُّ فی کتاب مُبین.
هیچ جنبده‌ای در زمین نیست مگر اینکه روزی آن برعهدة خدا است و محل زیست و دفن او را می‌داند همه اینها در کتاب روشنی است.
? اطمینان قلبی و آرامش روحی محصول معنویت دینی و الهی است.
الذین امنوا و تطمئِنُّ قلوبُهم بذکر الله الا بذکر الله تطمئنُّ القُلُوب.
آن کسانی که ایمان می‌آورند و دلهایشان با یاد خدا سکون و آرامش پیدا می‌کند. بدرستی که دلها با یاد خدا آرام می‌گیرند.
هو الذی انزل السیکنة فی قلوب المؤمنین لیزداد و ایماناً مع ایمانهم.
خداست که به دلهای مؤمنان آرامش و اطمینان خاطر داده است تا ایمانی برایمان خود بیفزایند. اگر دل و روح، سکون و آرامش پیدا کند انسان خنکی آسایش را در خود احساس و لذت و شیرینی ایمان و یقین را با جان خود می‌چشد با شجاعت و شهامت تمام در مقابل سختیها و مشکلات طاقت‌فرسا، مقاومت و ایستادگی می‌نماید. و می‌داند که خدا قادر است هر نوع مشکل و گره سخت و پیچیده‌ای را بگشاید بنابراین بی‌تابی‌ نکرده و به هیچ‌وجه یأس و ناامیدی به خود را نمی‌دهد.
الله ولی الذین آمنوا یُخرجُهُمْ من الظلمات الی النور و الذین کفروا اولیاءهُم الطاغوتُ یُخرجُونهم من النور الی الظلمات اولئک اصحابُ النارهم فیها خالدون.
خداوند متولی وعده‌دار امور کسانی است که ایمان آورده‌اند ایشان را از تاریکیها به سوی نور بیرون می‌آورد و کسانی که کفر ورزیده‌اند طاغوت سرپرست ایشان است آنان را از نور بیرون آورده و به سوی تاریکیها می‌کشانند اینان اهل آتش‌اند و در آنجا جاودانه می‌مانند.
نیروی معنویت از انسان، فردی ایده‌آل و آرمانی می‌سازد و او را به خدوند که منبع و مصدر نیکی و کمال مطلق است پیوند می‌دهد. بدین ترتیب انسان خود را از دام شهوات نفسانی و مادیات و لذتهای زودگذر دنیایی می‌رهاند و سعادت و خوشبختی را در عفت، پاکدامنی، شرافت و برپایی جامعه‌ای سالم و انسانی می‌داند و خود را متوجه کارهایی می‌کند که به خیر و صلاح خود و جامعه می‌باشد.
و ان الله لهاد الذین آمنوا الی صراطٍ مستقیم.
قطعاً خداوند مؤمنان را به راه راست رهنمود می‌نماید.
خداوند خواستار آن است که مؤمنان در همین دنیا و پیش از رسیدن به سرای آخرت، هر چه زودتر صاحب زندگی پاکیزه‌ای شوند و چنین زندگی زمانی تحقق می‌یابد که خداوند بنده مؤمنش را تحت سرپرستی، هدایت، توجه و عنایت خاص خود قرار دهد و از خطر گمرا‌هیها و تنگناهای زندگی برهاند و علاوه برآن با ثروت و سرمایة مادی برای گذران زندگی راحت و رفاه دنیوی به او کمک نماید.
مَنْ عَمل صالحاً من ذکر او انثی وَ هُوَ مُؤمِنُ فَلَنُحینّهُ حیاةً طیبةً و لنجزینهم اجرهم باحسن ما کانوا یعلمون.
هر کس چه زن و چه مرد کار شایسته‌ای انجام دهد و مؤمن باشد بدو زندگی پاکیزه و خوشایندی می‌بخشیم و پاداش آنان را برطبق بهترین کارهایشان خواهیم داد.
نقش معنویت بر بهداشت جسم و روان
در نیم قرن اخیر خصوصاً در ده سال گذشته برخی پژوهشهای خوب طرح‌ریزی شده رابطه بین سلامت روان و جسم و اعتقادات دینی و معنویت را بررسی کرده است. اولین قدم در ارزیابی تأثیر دین و معنویت برسلامت روان این است که آیا دین در رویارویی با تنش به آنها کمک می‌کند. وقتی چنین مطالعاتی انجام گرفت بین 85 تا 90 درصد از افراد جواب داده‌اند که آن یک منبع تسلّی است. (Princeton Religion Research, center. 1982)
گروه پژوهشی فوق اخیراً از 298 بیمار این سئوال باز را پرسیدند که «چه چیز شما را به مقابله (با تنش) قادر می‌سازد؟» و آنگاه از بیماران خواسته شد تا در یک مقیاس از صفر تا 10 میزان بکار بردن عقیده یا فعالیت دینی را برای مقابله با تنش امتیاز بدهند. تقریباً 90 درصد ذکر کردند که دین را لااقل در حد معتدل بکار بردند (5 درصد یا بیشتر) 60 درصد متذکر شدند که آنرا دست کم تا حد زیادی بکار بردند (5/7 درصد یا بالاتر) و 40 درصد دین را مهم‌ترین عاملی که آنها را قادر به مقابله (با تنش) می‌کند می‌دانستند.
در اثنای سالهای 1987 و 1989، گروه پژوهشی دیگری رابطة بین استفاده از دین بعنوان رفتار مقابله کننده و افسردگی را در یک نمونة تقریباً 1000 نفری از مردان بیمار بستری شده مورد بررسی قرار داد.
آنگاه افرادی که از دین بعنوان یک رفتار مقابله‌ای استفاده کردند با آنها که می‌گفتند از راههای دیگر به مقابله برخاسته‌اند (مانند خود را مشغول داشتن، دوستان یا بستگان را ملاقات کردن و غیره) مقایسه شدند. آنهایی که وابستگی عمیقی نسبت به عقیدة دینی‌شان داشتند به طور قابل ملاحظه‌ای کمتر از آنهایی که چنین نبودند افسرده بودند. (Koenig, H.G. 1996)
شاخص دیگر، مصرف الکل و داروهای مخدر است که جزو جدی‌ترین مشکلاتی است که اجتماع امروز را گرفتار کرده است. آنها باعث معضلات جدّی بهداشتی بوده و خانواده‌های بسیاری را نابود ساخته است. و قویاً با فعالیتهای جنایی و زندان مرتبط هستند.
غالب ادیان مصرف زیاد الکل و سایر مواد مُضر به حال بدن را منع می‌کنند. در مطالعه‌ای که به پشتیبانی مؤسسه مالی بهداشت روان (NIMH) بر روی چند هزار نفر از افراد متعلق به همه گروههای سنی انجام گرفت، گروه پژوهشی رابطة بین الکلیسم و فعالیتهای دینی را مورد بررسی قرار داد. افرادی که مرتباً به کلیسا می‌رفتند (لااقل هفته‌ای یکبار) دعا می‌کردند یا کتاب مقدس را می‌خواندند به میزان کمتری به الکلیسم مبتلا بودند (یک‌سوّم 29/0 بود) (Koenig, H.G. 1994)
در ادامه باید گفت وقتی که سئوال «آیا معنویت برای سلامت شما خوب است؟» مطرح می‌شود بیشتر افراد علاقة ویژه به اثرات دین و معنویت روی سلامت بدن دارند. اگر فرد ملتزم به دین و معنویت از زندگی راضی‌تر است کمتر افسرده است و کمتر هیجان‌زده. آیا این اثرات مثبت روی سلامت روان ما به سلامت جسمانی بهتر و زندگی طولانی‌تر نیز منتقل می‌شود در این زمینه نیز تحقیقات جالب و مفصلی انجام گردیده است.
نویسنده:آمنه بختیاری-کارشناس‌ارشد روانشناسی ـ تربیتی

تاریخ ارسال : سه شنبه 8 آذر 1390 01:28 ب.ظ | نویسنده : خانم محمدقلی

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

تاریخ ارسال : پنجشنبه 16 شهریور 1396 04:49 ق.ظ
Hey just wanted to give you a quick heads up and let you know a few of the pictures aren't loading correctly.
I'm not sure why but I think its a linking issue. I've
tried it in two different web browsers and both
show the same results.
تاریخ ارسال : چهارشنبه 18 مرداد 1396 12:57 ب.ظ
It is the best time to make a few plans for the future and it is
time to be happy. I have learn this post and if I may
just I desire to suggest you some attention-grabbing things or tips.
Perhaps you could write next articles referring to
this article. I wish to learn even more issues about it!

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر